كدام مقام استغراب است ؟
عجب است كه شمس الائمة را علم بضمائر حضرات شافعيه بهم رسد و بر خلاف اظهارشان حكم كند كه ايشان ابو حنيفه را امام مقدم ، و حبر معظم ، و عالم تقى ، و زاهد نقى ، مىدانند ، و حضرت رشيد اظهار قول را بخلافت عباس دليل عداوت جاحظ نگرداند ، و گمان برد كه عداوت امر قلبى است ، اطلاع بر آن بدلالت قول نمىتواند شد ، ان هذا لشيء عجاب .
و نيز آن ظاهر است كه خيار حضرات شافعيه شفعه جوار مىگيرند ، حال آنكه اخذ شفعه جوار غصب و عدوان است نزد ايشان ، و طهارت مىكنند بماء حمام ، و غسل مىنمايند به آن و آن نجس است نزد ايشان ، و نماز به اين طهارت نزدشان باطل است ، و معامله مىكنند در بازار باخذ و عطاء مطعومات و مشروبات و ملبوسات بدون قول بعت و اشتريت ، حال آنكه اين معامله نزد شافعيه باطل است ، و مقبوض به اين معامله نزدشان مثل مغصوب است ، و نيز شافعيه مىفروشند و اشتراء مىكنند بر دست صبيان خود و تصرفات صبيان نزدشان باطل است ، و مزارعت مىكنند و مزارعت نزدشان باطل است ، و تزويج مىكنند به تزويج اولياء فساق ، و تزويج فساق در مذهبشان باطل است ، و نيز انكحهشان به حضرت فساق فاسد است ، پس انكحه حضرات شافعيه در اكثر اوقات حسب مذهب خودشان حظى از صحت ندارد ، و وطيشان بنابر اين انكحه عين وطى بى نكاح است ، و اولاد اينها اولاد حلال است ، و نمىتوانم آنكه لفظ زنا و حرام مثل علامه كردرى بر زبان آرم ، كه مىترسم كه سنيه معاصرين بدامنم آويزند ، و غبار مخاصمت و عناد انگيزند ، گو حقير را در اين حكايت پر نكايت جرمي
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٧٢