تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
و أرضاه » بر زبان آورده ، كمال جلالت مرتبهء آن جناب در دين ثابت ساخته ، و بعد از آن تصريح كرده : كه براى آن جناب صدر وساده است در ميان ائمه و ساده ، و نيز مدح خود آن جناب را مثل اين دانسته ، كه بآفتاب گويد : كه چقدر روشن هستى يا به دريا گويد : كه چقدر كثير هستى ! يعنى نور و ضياء ، و فضائل آن جناب ، مثل اشراق شمس زاهر ، و غزارت علم ، و كثرت فضل آن جناب ، مثل غزارت بحر زاخر بنهايت وضوح و ظهور ، و عيان غير محتاج ببيان الى غير ذلك مما يظهر من كلامه المعجب الانيق ، و يستفاد من مدحه البليغ الرشيق مما هو بالممدوح حرى و حقيق و اللَّه ولى الارشاد و التوفيق . و جاى كمال سراسيمگى و استعجاب ، و مقام نهايت تحير و اضطراب ، ارباب الباب آنست كه ، با وصفى كه اكابر ائمه سنيه ، و اجله اساطين دينشان ، اعنى ، ثعالبى ، و باخرزى ، و ابن خلكان ، و يافعى جناب سيد رضى رضى اللَّه عنه را ، به اين فضائل جميله و محامد جليله مىستايند ، و بمدح و ثناء آن جناب شرف و سعادت مىاندوزند ، صاحب « منتهى الكلام » ، بسبب كمال انهماك در كبر و خيلا ، و عداوت ذريت حضرت خير الانام ، « عليه و آله آلاف التحية و السلام » جناب او را بسب و شتم ياد مىنمايد ، و درجات خود را در دركات مىافزايد ، و نمىداند كه به اين جسارت و خسارت ، حسب افادات ائمه اعلام ، و اساطين فخام ، خودش مستحق كمال تهجين ، و توهين ، و تفضيح ، و تقبيح گرديده . و از صاحب « منتهى الكلام » صدور اين سب و شتم ، و تعيير و تشنيع و ازراء و تحقير ، چندان عجب نيست ، لكن غايت حيرت اين است كه جناب شاه صاحب هم ، با آن همه حلم و علم ، و تهذيب اخلاق ، و فقر ،