و علي از عالم رفت و از او مزارع و نخلستان و زنان و سريهها ماند .
اهل سنت در جواب گفتهاند : كه ايراد بسيارى زنان تعريض است به سيد انس و جان كه بهنگام رحلت نه زن گذاشت ، و سفيان بن عيينة گفته است : كه زن بسيار داشتن از دنيا نيست چه بتحقيق هيچ احدى از صحابه در وقت خودش زاهدتر از علي نبود و او را هفده سريه و چهار زن بود مفتاح منه [ 1 ] انتهى .
از ملاحظهء اين عبارت ظاهر است كه جاحظ در زهد جناب امير المؤمنين عليه السلام قدح كرده بگذاشتن مزارع و نخلستان و زنان و سريهها و از جوابى كه شاهصاحب از اهل سنت نقل كردهاند واضح است كه اهل سنت ايراد بسيارى زنان را تعريض جاحظ به حضرت سيد الانس و الجان صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله و سلم دانستهاند كه آن حضرت وقت ارتحال از دنياي سريع الزوال نه زن گذاشته .
پس از اين عبارت ظاهر شد كه جاحظ از اهل سنت خارج است و بزمرهء اهل بدعت و ضلال و ارباب كفر و نفاق و هلاك و بوار و دمار و الج كه اتعاب نفس خبيث در قدح و جرح زهد جناب امير المؤمنين عليه السلام بامرى كرده كه آن عين قدح و جرح در زهد جناب خاتم النبيين و افضل المرسلين صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله اجمعين است .
وا عجبا كه رازي راضى بايراد خرافات چنين ناصب حاقد و مبغض معاند و مناوى حاسد و ملحد غير راشد و خاسر حائد شده ، و چه عجب است از رازى كه هر گاه قدح و جرح جاحظ در حديث غدير بنقد جان خريده
هامش
[ 1 ] تحفة اثنا عشرية ص 471 .