به عنوان اولين اقدام ، به هريك از سربازان ايرانى كه حفاظت از شهر را بر عهده داشتند يك تفنگ و رندل و 6 گلولهء فشنگ تحويل داده شد . گارد مسئول حفاظت از كنسولگرى نيز به همين نحو مسلح شدند . تا آنزمان سربازان تفنگهاى پوزپر فتيلهاى را آن هم بدون دارا بودن جيرهء كافى باروت در اختيار داشتند .
حكومت محلى در نقاطى چند از خيابان توپهايى مستقر نمود و سپس به تعقيب و دستگيرى قاتلين مشغول شد . شاه طى فرمانى از مأموران حرم خواست تا خاطيان را در صورت پناهنده شدن به آن مكان دستگير كرده و به قواى انتظامى تسليم كنند . يكى از روحانيون كه عامل اصلى بروز اين ناآرامىها تلقى مىشد ، دستگير گرديد و طلبهها نيز از تعقيب و بازداشت در امان نماندند .
نتيجه اين شد كه تعداد زيادى مجبور به فرار شدند . طلبهها عمامههاى سفيد بزرگ را كه ساليان دراز بر سر داشتند باز كرده و در گوشهاى پنهان نمودند و سپس با تغيير لباس و در هيأت كشاورزان عادى ، روانهء دهات خود شدند .
به زودى آرامش نسبى به مشهد بازگشت ولى از اينكه بر سر قاتلين و مسببين اين شورش چه آمد ، بىاطلاع ماندم زيرا دستور داشتم كه به سرعت به جانب هندوستان عازم شوم و زمانى كه امنيت كامل بر مشهد مستولى گرديد و متخلفين تنبيه شدند ديگر در مشهد نبودم .
از سفارتخانهء بريتانيا در تهران و همچنين كنسولگرى اين كشور در پترزبورگ خواستار شدم تا اجازهاى مبنى بر سفر از طريق راهآهن ماوراء خزر ، از عشقآباد تا كنارهء درياى خزر صادر كنند .
فراهم نمودن وسيلهاى براى رفتن از مشهد تا عشقآباد در آن آب و هوا و يخبندان بسيار دشوار بود . سرانجام موفق شدم تا درشكهاى چهار اسبه براى خود در ازاء پرداخت 35 تومان و همچنين فرقون يا واگنى براى حمل اثاثيه و خدمتكاران و همچنين برگرداندن تعدادى از آنها به مشهد در مقابل 32 تومان ، كرايه كنم .
روسها از ورود افراد و خدمتكارانى كه گذرنامههاى انگليسى داشتند ، به قلمروشان جلوگيرى نمودند . بدينترتيب فقط يكى از خدمتكاران كه گذرنامهء ايرانى داشت توانست در خاك روسيه مرا همراهى كند . پيدا كردن اسكناس روس تا حدى مشكل بود اما سرانجام توانستم مقدارى روبل روس را به نرخ هر 517 قران معادل 100 روبل تهيه كنم .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٩٥