صيغه كند و چنانچه مطلوب واقع شد سپس او را عقد كند . من نيز همين نظر را پذيرفتم و از اينكه چنين شانسى به او رو كرده بود ، به او تبريك گفتم . او نيز معطل نشد بلافاصله مقدمات كار را چيده و در اتاقك بالاى آشپزخانه با همسر خود مستقر گرديد .
ازدواج موقت يا صيغه در مشهد بسيار شايع و معمول است . هر مردى كه به قصد زيارت به مشهد مىآيد مىتواند بلافاصله زنى را براى يك هفته يك ماه و يا يك سال بطور موقت به عقد خود درآورد . البته انجام چنين كارى هم قانونى است و هم شرعى و هيچگونه منعى ندارد . با اين حال ازدواجهاى دائم نيز صورت مىگيرد . بدينترتيب تعدادى از هنديهاى شاغل در كنسولگرى شريكهايى براى غمها و شادىهاى خود دست و پا كرده بودند .
همچنين شنيدم كه در مشهد دو مسيحى اروپايى كه در ايران كنسول جهت انجام مراسم ازدواج نداشتند به نحوى ايرانى و مطابق با آيين اسلام به عقد يكديگر درآمدهاند . از آنجا كه آنها قصد داشتند تا در اين كشور زندگى كنند ، ازدواجشان معتبر شناخته شد و در دفاتر رسمى كشور متبوعشان نيز ثبت گرديد .
اواخر سال 1897 م . ايران با ركود اقتصادى مواجه بود و پول آن به شدت سقوط كرد . وقتى در سال 1885 م . به مشهد آمدم هر 240 قرآن ايران معادل 100 روپيه هندوستان بود . در اواخر سال 1897 م . هر 345 قران معادل 100 روپيه گرديد و در آغاز سال 1898 م . 356 قران با 100 روپيه برابر شد . در همين هنگام ارزش هر پوند انگليس 2 / 1 51 قران تعيين گرديده بود .
در اواخر ماه ژانويه ، برفهايى كه به مدت يك ماه بر روى زمين مانده بود ، شروع به آب شدن كرد . در چهارم فوريه اولين اسفرود را شكار كردم . بازگشت اين پرنده مىتوانست بدين مفهوم باشد كه دورهء هواى سرد بپايان رسيده است ، اما ظاهرا اينطور نبود . تمام خيابانهاى شهر را گل و شل فراگرفت ، اما نه گل و شل و نه هيچ چيز ديگرى نمىتوانست از به خيابان ريختن طلاب علوم دينى جلوگيرى كند . شورشهاى جديدى روى داد و يكباره شهر را موجى از ناآرامى و تظاهرات دربرگرفت .
اولين چيزى كه در مورد اين درگيرىها شنيديم اين بود كه ، گروهى از طلبهها در نزديكى حرم شخصى را كه بابى مىخواندند به شدت با چوب و مشت و لگد كتك مىزنند و سپس بر روى او نفت ريخته و او را به آتش مىكشند كه در اثر آن جان مىدهد .
اين شورش سر و صداهايى هم به پا كرد و حكومت مركزى نيز بلافاصله خواستار رسيدگى به اين قضيه شد و از حكومت محلى خواست تا در اسرع وقت اقدامات مقتضى را به عمل آورد .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٩٤