تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
نزاع مدارس و مساجد شهر ويران كشت و كتابخانه‌ها به آتش كشيده شد . آبه ، شادياخ را به عنوان مقر خود برگزيد و ركن الدين محمد آخرين پادشاه سلجوقى و برادرزادهء سلطان سنجر را كشت و خودش نيز به سال 1174 م . بدست تكش خان خوارزمشاه « 1 » بقتل رسيد . از اين به بعد نيشابور روزبه‌روز كم‌اهميت‌تر گرديد و ديگر بزرگى گذشته را به خود نديد و شادياخ به عنوان ارك شهر يا مقر حكومت انتخاب گرديد . در سال 1221 م . لشكريان مغول به سركردگى تولى خان پسر چنگيز نيشابور قديم را بكل با خاك يكسان كردند . سپس به مدت 7 شبانه‌روز به شهر آب انداخته و بر زمين دانه‌هاى جو پاشيدند . در سال 1267 م . شادياخ به كلى توسط زلزله‌اى نابود گرديد و در نزديكى آن شهر جديد بنا نهاده شد . شهر جديد در سال 1405 م . توسط زلزلهء ديگرى نابود شد و شهر فعلى نيشابور بنا گرديد . در اوايل سلطنت شاه عباس ( 1628 - 1577 م . ) عبيد إله خان « 2 » و عبد المؤمن خان ازبك شهر را به تصرف درآورده و مردم آن را قتل‌عام كردند . بعد از انقراض سلسلهء صفوى بيات‌ها ، كردها ، ايلك‌هاى « 3 » سيستان دوباره به اين شهر هجوم آوردند . در دورهء نادر شاه نيز باز اين شهر از آسيب و تعرض مصون نماند و همچون خانه شطرنجى دير زمانى مورد تاخت و تاز قرار گرفت . در حال حاضر در نيشابور نزديك به 3000 خانه وجود دارد و جمعيت آن به 12000 خانوار بالغ مىگردد . درآمد دولت از منطقهء نيشابور در سال 60000 تومان است . اين منطقه بطور كلى از 300 پارچه آبادى تشكيل شده است . به ديدار حاكم رفتم . پيشكار و پسرش ، دو مستوفى و دامادش و تعدادى ديگر نيز حضور داشتند كه همگى مانند دفعه قبل تمام مدت بر زمين نشستند . خيلى صحبت كرديم و داستان‌هاى زيادى نقل گرديد و دست آخر حرف از سكه به ميان آمد . از حاكم پرسيدم كه آيا از سكه‌هاى قديمى چيزى در نيشابور يافت شده است . ظاهرا او چيزى سراغ نداشت . اما پيشكار يك سكهء كوچك و طلايى را كه متعلق به دورهء هلاكو بود همراه با سكهء ديگرى كه به عهد تيموريان مربوط مىشد به من نشان داد . سپس پيشكار پسر خود را فرستاد و او از شخصى سه سكه نقره مربوط به عهد ساسانيان را به امانت گرفته و براى نشان دادن بما با خود آورد . بطور كلى سكه‌هايى كه در نيشابور يافت شده‌اند بيشتر مربوط به عهد ساسانيان است .
هامش
( 1 ) - مقصود ابو المظفر علاء الدين خوارزمشاه است . ( 2 ) - در اصل عبد الله خان . ( 3 ) - منظور ملك محمود سيستانى و طرفداران اوست .