داشت كه هنوز هم در مرتع ديده مىشوند و بعضى از آنها به كلفتى تيركهاى چادر بودهاند ، اما من خود به چشم خويش اين مارها را نديدم .
بعد از رادكان نزديك به 5 ميل در طول دره پيموديم تا به سيدآباد « 1 » رسيديم و در آنجا مستقر شديم . در يك ميلى سيدآباد به كشفرود برخورديم كه در اينجا بسترى گلى داشت و عرض آن به يك متر و 80 سانتيمتر و عمق آن به 15 سانتيمتر مىرسيد و توسط چند جوى كه در مرتع واقع در شمال غرب آن جارى بود تغذيه مىگرديد . زمينى كه ما از آن عبور كرديم بيشتر نرم و نمكزار بود . تمامى ناحيه را مه غليظى دربرداشت و تا وقتى كه ما آنجا بوديم هوا بسيار سرد بود .
مردمى كه در كنار ميل زندگى مىكردند ، مىگفتند كه آنها هيچگاه فصل زمستان در دهكدههاشان كه در كنارهء مراتع قرار دارد نمىمانند ، بلكه به سمت كوهپايهها و به جانب شمال كوچ كرده و درون چادرهاى سياه خود جاى مىگيرند . ابتدا باور اين مطلب برايم سخت بود كه چطور آدمى خانهء گلى خود را ترك كند و بخاطر گرماى بيشتر به درون چادرهاى نازك پناه برد . اما پس از اينكه با سرما و رطوبت پيش از حد مرتع گوباغ مواجه شدم ، ديدم كه اين كارشان نيز زياد بىمنطق و بيهوده نيست . با تمام اينها سرما باعث نشده بود كه اسفرودها براى آشاميدن آب در صبگاهان به اينجا نيايند و من هم توانستم از موقعيت استفاده كرده و تعدادى را شكار كنم .
وقتى كه به سيدآباد رسيديم . متوجهء خرابههاى يك قلعهء قديمى در فاصلهء كمى در جنوب اين دهكده شدم . اين دهقلعهءگر « 2 » يا بهتر بگويم قلعهء گبر يا قلعهء آتشپرستها نام داشت . وقتى كه از اين قلعه ديدن مىكردم رو به دهاتى همراه خود كرده و پرسيدم آيا تاكنون در اين مكان سكهاى كشف شده است يا نه . او بلافاصله پيدا شدن هرگونه سكهاى در اين ناحيه را انكار نمود . در واقع در ايران هركس كه گنجى يا چيزى عتيقه پيدا كند بلافصله منكر يافتن آن مىشود . در اين موقع يك دفعه نفس پسر كاكى سردار كه همراه ما بود برگشت و گفت ، « نگاه كنيد اين يك سكه است . » سپس خم شده سكهء مسى را كه جلوى پايش بود برداشت . خيلى سعى كرديم تا اين سكه را بخوانيم و لا اقل بفهميم كه چه كسى اين قلعه را بنيان نهاده است اما بىفايده بود .
خدمتكارها از سفر تفريحى خود به دهكدهء هامان « 3 » بازگشتند و داستان جالبى از
هامش
( 1 ) - سيدآباد ، دهى از دهستان بيزكى شهرستان مشهد است . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .
( 2 ) -Kila - i - Gaur , Kila - i - Gabr.
( 3 ) - در فرهنگهاى در دسترس ديده نشد .