بخش بيست و يكم رادكان ، بام و صفىآباد
اخلمد آخرين محلى بود كه بايد در رشتهءكوهء نيشابور مىديدم . تاكنون موفق شده بودم تمامى قسمت شرقى اين رشته را ببينم و وقت آن رسيده بود كه از درهء مشهد بگذرم و نگاهى نيز به رادكان بيندازم . مقدارى بجلو رفتيم تا اينكه شاهراه مشهد به قوچان را قطع كرديم و سپس به ميلى رسيديم . در اينجا در كنارهء چمنگوباغ كه در واقع مرتع وسيعى به طول 8 ميل و عرض 2 ميل بود اردو زديم . اين ناحيه را علفهايى زرد و كوتاه يكدست پوشانده بود . مىگفتند در فصل بهار علفها 30 تا 60 سانتيمتر قد مىكشند و اينجا را به چراگاه خوب و پرخريدارى تبديل مىكنند .
چمنگوباغ يا اولنگ رادكان در طول دوران گذشته همواره اردوگاه پادشاهان و سپاهيان آنها بوده است .
به نوشته كتاب حبيب السير « 1 » ، سلطان سنجر ( 57 - 1126 م . ) مدت زمانى طولانى را در اينجا گذرانيده است . امير تيمور به سال 1382 م . و 1407 م . و سلطان ابو سعيد نيز به سال 1467 م . ، و همچنين تعدادى ديگر از بزرگان گذارشان به اين ديار افتاده است .
هامش
( 1 ) - كتاب تاريخ حبيب السير تأليف غياث الدين خواندمير است . مادرش دختر مير خوند صاحب روضة الصفاء است ، در دوره امير عليشير نوايى و تحت حمايت او ميزيسته . حبيب السير در سه جلد است و چون مؤلف كتاب معاصر شاه اسمعيل بوده است لذا تفصيل اوايل كار و سلطنت وى را با دقت نظر نگاشته است . م .