تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
از ويژگيهاى رشتهء كوه نيشابور اين است كه به طرف نيشابور شيب تندى داشته و بلافاصله ارتفاع خود را از دست داده و هم‌سطح زمين‌هاى اطراف مىگردد . حال آنكه طرف شرقى اين رشته‌كوه دهها ميل گسترده است و در آن رشته‌كوههاى فرعى ديگرى با ارتفاع 1200 متر تا 1500 متر همراه با دره‌ها و پستىهاى زيادى به چشم مىخورد . آنچه دهكده و باغ در طول اين قطعه از مسير ديده بوديم ، همگى در اين قسمت واقع شده بودند ، ديگر زمان آن رسيده بود تا در سوى ديگر و در زمينى باز و هموار به راه خود ادامه دهيم . علت اينكه خرم‌آباد را براى اردوگاه خود انتخاب كرديم ، اين بود كه شنيده بوديم در يكى از خرابه‌ها نزديك اين دهكده سنگى وجود دارد كه بر روى آن نوشته‌اى حك شده است . هنوز مدتى از ورودمان به خرم‌آباد نگذشته بود كه همراه ملابخش براى يافتن اين سنگ راه افتاديم . به جز چند تپهء خاكى و بقاياى ديوارهاى خشتى چيز ديگرى به چشم نمىخورد . بناى كوچك و محقرى را ديديم كه راهنما مىگفت يك امامزاده است . يك شب مردى نابينا اين بنا را بخواب ديد و فردا وقتى مردم خاك را حفارى نمودند ، با كمال تعجب به اين بنا برخوردند . به خرابه‌هاى اين محل منيجان مىگفتند و باور مردم اين بود كه اين‌ها بقاياى شهرى بزرگ و قديمى است كه منيژه دختر افراسياب بنا نهاده است . مدتى را بدنبال سنگنوشته گشتيم تا اينكه راهنما اين سنگ بزرگ و پهن را كه از جنس آهك يا يك صخره‌اى به رنگ روشن بود و 4 متر و 20 سانتيمتر يا 5 / 4 متر طول و يك متر و 80 سانتيمتر عرض و سى تا شصت سانتيمتر نيز عمق داشت پيدا نمود . بر لبهء جنوبى اين سنگ نوشته‌اى در يك خط و با حروف عربى به چشم مىخورد . از ظاهر سنگ چنين برنمىآمد ، كه از قبل به منظور نوشتن چيزى بر روى آن انتخاب و آماده شده باشد . برعكس به نظر مىرسيد كه يك قطعه سنگ طبيعى باشد كه بواسطهء حادثه‌اى در وسط اين سرزمين جاى گرفته است . تنها سه كلمه از وسط خط را توانستيم بخوانم كه نوشته بود : محمد خوارزم شاه . ظاهرا بدنبال اين كلمات تاريخ اين نوشته نيز ذكر شده بود ، اما متأسفانه ديگر قابل خواندن نبود . زمانيكه شرح زندگى محمد خوارزم شاه را مطالعه كردم ، دريافتم كه او به سال 617 قمرى ( 1220 ميلادى ) به خراسان گريخته است و چنگيز خان نيز دو تن از سرداران « 1 » خود
هامش
( 1 ) - مقصود جبه يا يمه‌نويان و سبتاى بهادر از فرماندهان لشكر چنگيز هستند كه در تعقيب سلطان محمد خوارزمشاه بودند و شهرهاى طوس ، رادكان ، خبوشان و اسفراين بدست آنان تخريب و مردم آن قتل و عام شدند . ص 36 تاريخ مغول ، تاليف عباس اقبال .