بر خود نهاد ، وارث تمامى گنجها و ثروت نادر در كلات گرديد . وى تمام افراد خانواده خود را به غير از شاهرخ كه جوانى 14 ساله و در حبس بود به قتل رسانيد . سال بعد عليقلى از قدرت بر كنار و كور مىگردد و شاهرخ بجاى وى به تخت مىنشيند . او نيز دستور قتل عليقلى و برادرش ابراهيم خان را صادر مىكند . يكسال بعد در 1749 م . شاهرخ بدست ميرزا سيد محمد « 2 » كه توليت آستان حضرت رضا را بر عهده داشت دستگير و كور گرديد . اين شخص سپس قدرت را بدست گرفته و خود را شاه سليمان ناميد . گفته مىشود كه او دستور داد تا ضريح مرصعى را كه بفرمان نادر براى مقبرهاش ساخته شده بود ، به محل آستان حضرت رضا منتقل سازند . در اينجا بايد اضافه كنم كه از مقبرهء نادر ديگر چيزى باقى نمانده و اثرى از آن نيست .
گفته مىشود كه آقا محمد خان قاجار بعد از رسيدن بقدرت ( 97 - 1794 م . ) دستور داد تا استخوانهاى نادر را از گور درآورده و همراه با استخوانهاى كريم خان زند جلوى در ورودى كاخ وى در تهران دفن كنند و به نظر مىرسد در همين زمان هم باشد كه مقبرهء نادر با خاك يكسان مىگردد . آنچه از مقبرهء نادر بجا مانده فقط نامى است از آنكه به يكى از بخشهاى شهر اطلاق مىشود .
شاه سليمان نيز بنوبهء خود از قدرت بر كنار و كور گرديد . مجددا شاهرخ زمام امور را بدست گرفت . باقى دورهء زمامدارى اين شاهزاده با زد و خورد دو پسرش نصر الله ميرزا و نادر ميرزا همراه بود كه هريك به تناوب مدتى چند قدرت را در اختيار خود داشتهاند .
دو برادر نيز زمانى كه قدرت يافتند هريك به آستان حضرت رضا دستبرد زدند .
نصر الله ميرزا آنچه را كه از طلا و نقره در حرم يافت برداشت و آنها را به پول تبديل كرد و نادر ميرزا نيز دستور داد ورقهاى طلايى كه گنبد را مىپوشانيد و تاج جواهرنشان بالاى آن و درهاى مطلا را خارج سازند . او همچنين يك قالى زربفت را كه گفته مىشود 7000 تومان بهاء داشته به طمع دست يافتن به طلاى موجود در آن آتش مىزند و از اين بابت 700 تومان بدست مىآورد .
سپس مشهد به تصرف احمد شاه ابدالى درآمد . اما وى شاهرخ را همچنان به ظاهر بر سر قدرت نگاه داشت ، تا اينكه آقا محمد خان قاجار در سال 1896 م . او را خلع كرد و
هامش
( 2 ) - سيد محمد ( مير ) ، متولى آستان قدس رضوى حدود سال 1162 ه . ق بنام شاه سليمان به تخت نشست ولى دوران سلطنتش بيش از چهل روز طول نكشيد و بدست سرداران خراسان كور شد و شاهرخ مجددا پادشاه شد . ص 797 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .