ختصاص دهد . شهر باكو در مقايسه با 15 سال پيش كه براى اولين بار در آن پياده شده بودم خيلى گسترش يافته و بزرگ شده بود . جمعيت باكو را مىگفتند حدود 120000 نفر است كه از اين عده بخش عظيمى را ايرانيان تشكيل مىدهند . تردد و افزايش رفتوآمد كشتىها به خوبى نمايان بود .
نزديك به 180 كشتى بخار در خزر وجود داشت كه بيشتر آنها بخاطر زمستان در نزديكى باكو لنگر انداخته بودند . علاوه بر اين چند صد قايق كوچك و متوسط نيز بود كه بيشترشان در طول تابستان به حمل نفت سياه به آسترخان مشغول مىشدند .
شب عيد كريسمس باكو را ترك كردم و بعد از ظهر روز بعد به تفليس « 1 » ( 335 ميل آنطرفتر ) رسيدم . صبح روز بعد با طى كردن 225 ميل راه به باتوم « 2 » رسيديم . بعد از آنكه روز خوبى را با آقاى استيونس « 3 » كنسول بريتانيا گذراندم . براى رفتن به ادسا « 4 » در كشتى جا گرفتم و 8 روز بعد به لندن رسيدم .
سفر بعدى من به ايران به قصد تهران انجام گرفت . نزديك به دو سال گذشت تا مجددا وارد خراسان شدم . در نوامبر 1896 سفر من آغاز گرديد . اين بار مسيرى را كه از پترووسك « 5 » مىگذشت انتخاب كردم .
روز اول نوامبر لندن را ترك گفتم . از ورشو و مسكو گذشتم . در هريك از اين دو شهر يك شب را گذراندم . در دهم نوامبر بعد از پشت سر گذاشتن 3164 ميل به پترووسك رسيدم . در اينجا قايق پست هفتگى را كه عازم كراسنوودسك « 6 » بود ، سوار شدم .
پترووسك ناحيهء زياد بزرگى نبود ، اما به نظر مىرسيد كه در حال گسترش و توسعه باشد . در اين شهر پادگانى نبود و سربازانى ديده نمىشد و اگر هم بود ، تعداد آنها زياد نبود . همچنين از كارگاههاى صنعتى و زندگى شلوغى كه در باكو ديده بودم ، خبرى نبود .
مىگفتند كه در اينجا بندر سه هفته در سال در فصل زمستان به علت يخبندان قابل استفاده
هامش
( 1 ) - تفليس شهرى در اتحاد جماهير شوروى ، پايتخت گرجستان ، اين شهر مدتها جزو ايران بود . ص 393 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .
( 2 ) - باتوم يا بتومى شهرى است در اتحاد جماهير شوروى ( گرجستان ) ، كرسىآجارى ، منتهى اليه راه - آهن سرتاسرى قفقاز . ص 225 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .
( 3 ) -Mr . Stevens.
( 4 ) - اودسا شهرى در اتحاد جماهير شوروى ( اوكرانى ) ، بندرى فعال واقع در ساحل بحر اسود .
( 5 ) -Petrovsk.
( 6 ) -Krasnovodsk.