بخش هفدهم بار ديگر در مشهد
در سيزدهم نوامبر 1896 م . به عشقآباد رسيدم . در اينجا م . كلم « 1 » كاردار امور خارجهء روس در ماوراء خزر با يادداشت محبتآميزى از سوى ژنرال كوروپاتكين « 2 » فرماندار كل بديدارم آمد . ژنرال تمايل داشت تا در بعد از ظهر همانروز با من ملاقات كند .
م . كلم محبت كرده به هتل آمد و مرا با خود به اقامتگاه ژنرال برد . در آنجا توانستم چند ساعتى را به بحث و گفتگو با وى بگذرانم .
صبح روز بعد به سوى مرز ايران به راه افتادم . رضا بيك غلام را از مشهد فرستاده بودند تا با من ديدن كند . او قبلا ترتيبات تهيهء يك كالسكه كوچك چهار اسبه را از نوع ويكتوريا داده بود . چمدانها و لوازم من در عقب كالسكه قرار مىگرفت و خود وى در جلو نشسته و اسبها را هدايت مىكرد . در عرض شش ساعت 32 ميل را تا كاروانسراى شمخال « 3 » را طى كرديم . در گودان « 4 » پست مرزى روس به چند مأمور گمرك اين كشور برخوردم كه خيلى مؤدبانه رفتار كرده و اجازهء خروج چمدانها و آنچه را كه همراه داشتم صادر نمودند .
هامش
( 1 ) -M . Klem.
( 2 ) - آلكسى نيكلا يويج كورو پاتكين ( 1925 - 1845 م . ) ، وى فرمانده نيروى منچورى در جنگ سالهاى ( 1905 - 1904 م . ) بين روسيه و ژاپون بود . ص 1621 ، فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .
( 3 ) - شمخال دهى از دهستان اوغاز شهرستان قوچان است . فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 .
( 4 ) - در محل هودان گفته مىشود .