هر دو كورلندى « 1 » و اهل منطقه بالتيك بودند و به زبان انگليسى آشنايى داشتند . آنها بيشتر عمر خود را در بنادر انگليسى به ملوانى گذرانده بودند . قايقهاى متعلق به « شركت قفقاز و مركورى » « 2 » را در درياى خزر فنلاندىها و مردمى از نواحى بالتيك اداره مىكردند . حال آنكه قايقهاى متعلق به نيروى دريايى روس در درياى سياه را فقط افراد صددرصد روس مىگرداندند و فقط به زبان روسى تكلم مىكردند .
در 22 دسامبر ، از چكشلر خارج شدم و چند ساعتى را به تفريح روى آب گذراندم . مناظرى كه ديدم شايد از نادرترين ديدنىها در تمام طول عمرم بود . آنچه به چشم مىخورد ساحل بىكران و هموارى بود كه يك بناى سفيد در وسط ، يك ابه تركمن و تعدادى آلاچيق در يك گوشه و چند كلبه نيز در طرف ديگر آن به چشم مىخورد .
صبح روز بعد كمى فراتر رفته و در دهانهء كانال اوزونادا لنگر انداختيم و روز را در آنجا براى بارگيرى معطل شديم . سرانجام در بعد از ظهر روز كريسمس در طرف ديگر به باكو « 3 » رسيديم . كاپيتان مىگفت كه درياى خزر در حال خشك شدن است و آب آن در هر صد سال 2 متر و 70 سانتىمتر فروكش مىكند . در ارتباط با اين دريا دو مرداب وجود دارد . يكى در شمال باكو به عمق 126 متر و ديگرى در جنوب و نزديك انزلى به عمق 156 متر . درست نزديكىهاى وسط دريا يك بلندى تپهمانند به چشم مىخورد كه مىگفتند زمانى كاملا خشك بوده است . روى آن نشانهها و باقيماندههاى يك جادهء سنگفرش قديمى كه داخل دريا و به جانب باكو پيش مىرفته و سپس از ساحل شرقى آن بيرون مىآمده است ديده مىشد . كاپيتان مىگفت كه روى سنگفرشهاى كف اين جاده آثار و جاى چرخهاى درشكههايى كه زمانى از روى آن عبور مىكردهاند به وضوح قابل تشخيص است .
به نظر مىرسد تمامى خزر پر از نفت باشد . نمونهاى پارافين را كه از كف دريا بيرون آورده بودند به من نشان دادند . بسيار شبيه به كيك خشكشده بود . به غير از چاههاى نفت باكو شايد پارافينهاى كف آب نيز صنعت خاص و بزرگى را به خود
هامش
( 1 ) -Courlanders( 2 ) -Kavkas And Mercury Company's Boats.
( 3 ) - باكو ، باكويه - بادكوبه شهرى كه اكنون در اتحاد جماهير شوروى و جزو جمهورى آذربايجان شوروى است و سابقا متعلق بايران بود . در ساحل بحر خزر واقع شده است . ص 233 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .