فرماندهء 10000 نفر و هريك نيز با ستارهها و نوارهاى مخصوص به خود مشخص مىشوند .
ردههاى بالاى نظامى معمولا نشان درخشانى از شاه و همچنين علامت شير و خورشيد به دور گردن مىآويزند . اينان از افراد ممتاز مملكت محسوب مىگردند .
رتبههاى پايين عبارتند از ياور ، سلطان و نايب كه به ترتيب معادل سرگرد ، سروان و ستوان است . دارندگان اين عناوين به آنصورت كارهاى نيستند و تقريبا همرديف صوبهدار ، و جمعدار در ارتش هندوستان است .
مىگفتند كه در جنگلهاى اطراف استرآباد گوزن به وفور يافت مىشود و درست كمى قبل از ورود ما سه رأس از آنها را بعد از اهلى كردن به تهران فرستاده بودند . شخصا گوزنى را نديدم . اما يك جفت از شاخهاى اين حيوان را به من نشان دادند كه تقريبا در نوع خود بىنظير بود و بسيار شاخه ، شاخه و پيچدرپيچ بود و نزديك 10 تا 13 شاخه داشت . در حال حاضر گفتند كه ببر بسيار نادر است . در سابق پوست اين حيوان به 8 تا 10 تومان خريد و فروش مىشد . اما در حال حاضر بر اثر تقاضاى روزافزون روسها ، بهاى آن به 30 تا 40 تومان ( 15 تا 20 پوند ) و يا حتى بيشتر نيز افزايش يافته است .
پرندهاى كه بيش از همه در استرآباد يافت مىشد خروس جنگلى بود . تاكنون اين تعداد از اين پرنده را در يك ناحيه نديده بودم . هر وقت اراده مىكردم مىتوانستم در بوتههاى روئيده در خندق قديمى شهر در چندصدمترى از اردوگاه بروم و شش هفت تا از آنها را شكار كنم . هر روز نزديكهاى غروب صداى شليك گلولهها به گوش مىرسيد .
مىگفتند اينها مربوط به افرادى است كه كمين كردهاند تا غروب فرارسد و تعدادى از اين خروسها را كه از پناهگاههاى خود در تپهها به سوى باغهاى شهر مىآيند ، شكار كنند .
يك گوشهء دنج و خوب براى اين كار بيشهاى بود كه در غرب شهر قرار داشت . اين تپه شايد در روزگاران پيش از اهميت خاصى برخوردار بوده است . اطراف آن را از سه سو تراشيده بودند و در پايين آن نيز دور تا دور خندقى كنده بودند . تكههايى از سفالهاى كهنه و پارهآجر روى آن ديده مىشد و اين نشان مىداد كه در زمانها پيش مردمى روى آن سكونت داشتهاند و در گوشهء شمالى آن نيز چاهى حفر شده بود كه به نظر مىرسيد در زمان خود بسيار عميق بوده است .
آخرين خداحافظى من با خانم و آقاى كوخانوسكى بود كه در طول اقامتم در اين ناحيه بسيار از مصاحبت آنها لذت برديم . زمانى او را ترك گفتم كه سخت مشغول نظارت بر ساخت بناى كنسولگرى جديد بود كه به نظر مىرسيد اقامتگاه بسيار خوب و مناسبى باشد .
كوخانوسكى كار بسيار عاقلانهاى كرده بود كه يك نفر روسى وارد را مستقيما به كار نظارت دائم بر اجراى اين بنا گماشته بود ، چون بنّاى ايرانى اگر به حال خود واگذاشته شود
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٦٠