اردو زديم ، اطراف آن جاى پاى آهوانى كه براى آشاميدن آب به اين نقطه مىآمدند بوفور به چشم مىخورد دستهاى از پرندگان را نيز در دوردست ديدم كه حدس زدم شايد كرلو « 1 » باشند .
سه ميل بعد از گرگان به قزلآلان « 2 » رسيديم ، در اينجا مرداب و ديوارى قديمى به همين نام وجود داشت . پس از اندكى راه پيمودن به گكچه رسيديم كه در قلمرو گوكلانها بود ، در اينجا اين مرداب يا آبگير عمق كمى داشت ، كنارهء جنوبى آن به صورت كپهء كوتاهى از خاك در خطى مستقيم در هر دو طرف به سوى افق كشيده شده بود . راهنماى ما مىگفت كه اين رشته از غرب به گميشتپه و از شرق به قلمرو گوكلانها متصل مىگردد روى اين كپه خاك نيز آجرهاى بزرگ و ضخيمى كه قبلا ديده بوديم به چشم مىخورد ، بىشك اين باقيماندهء يك ديوار قديمى بوده كه مدتها پيش در اينجا كشيده بودهاند . چند صد متر به طرف شرق و در امتداد همين ديوار پيش رفتيم به يك چهارديوارى وسيع و مربعشكل برخورديم ، به نظر مىرسيد كه در روزگاران گذشته جايگاه نگهبانى راه در آن قرار داشته است . اينكه آيا در فواصلى و بطور منظم از اين جايگاهها وجود داشته يا نه دقيقا بر من معلوم نشد . دو ميل بعد از قزلالآن از بستر كانالى كه ظاهرا از گرگان منشعب مىشد عبور كرديم و اين نشان مىداد كه اين سرزمين در گذشته بيابانى خشك و بىآب نبوده است .
صبح روز بعد ، 5 ميل به سمت شمال پيموديم و سپس در كنارهء غربى زمينى كه تا حدى بلندتر از اطراف واقع مىشد در مسيرى مرطوب و گلى و پوشيده از جگن و ساير گياهان باتلاقى نزديك به 7 ميل پيموديم تا اينكه به اترك رسيديم . مأمور ما در استرآباد مىگفت وقتى در سال 1891 م . او به همراهى سرهنگ استوارت « 3 » به اينجا آمده ، يك مرادب بزرگ را مشاهده كرده كه در آن مرغان وحشى به وفور وجود داشتهاند ، اما بعد از آنكه روسها در ناحيهء گودرى « 4 » سدى بنا كرده و آب اترك را به سوى شمال تغيير مسير دادند اين مرادب نيز خشك گرديد . بعد از اين ناحيه به ابهء شيخ نظر اتاباى رسيديم و در آن اردو زديم . در سه ميلى غرب گودرى و در كنارهء جنوبى اترك شيخ نظر همراه با تنى چند از سران ابه همسايه در آنطرف آب و در قلمرو روس و تعدادى از ريشسفيدها به ديدار ما آمدند و همگى شام را نيز با ما صرف كردند . در تمام راه گرگان تا اترك فقط به يك ابه كوچك
هامش
( 1 ) -Curlew، مرغى با منقار بلند و تليله نيز گفته مىشود . به نقل از فرهنگ لغات حيم و آريانپور .
( 2 ) - قزلآلان ديوارى است در گرگان كه اسكندر مقدونى به منظور دفاع از گرگان و اطراف آن در مقابل حملات اقوام وحشى مشرق بنا كرد و انوشيروان آن را تعمير نمود . فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .
( 3 ) -Colonel Stewart.
( 4 ) -Gudri.