تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
پس از اتمام كار به همان نحو قبلى به سوى خانه روان مىگشت . به دهكده كه رسيديم يوزباشى عطا مراد با چند سوار به ديدار ما آمد ، در حين آنكه به سوى ما در حال تاخت بودند تفنگ‌ها را بدست داشته و به مناسبت ورود ما شليك مىكردند . سلطان خان رئيس دازها هنگام ورود ما در دهكده حضور نداشت و كمى بعد باز گشت و گفت كه فرداى آن روز عروسى برادرش است و از ما نيز خواست تا در اين عروسى يا ( توى ) شركت جوئيم كه من نيز با خوشحالى پذيرفتم . سلطان خان 60 سوار و 3 يوزباشى تحت فرمان خود داشت ، هر سوار 20 تومان در سال از جانب حكومت ايران دريافت مىكرد و اين خود مىتوانست نشانه‌اى از تسلط و نفوذ دولت مركزى در اين ناحيه باشد . بيشتر روزى را كه در داز بودم به پذيرايى از خان‌ها ، كدخداها و ريش‌سفيدهايى گذراندم كه براى عرض سلام و خوشامدگويى به ديدار ما آمدند . قارلى خان رئيس چومورهاى تيرهء دوجى اولين كسى بود كه به ديدن ما آمد . او گفت كه علت عدم حضور وى در دهكده‌اش در موقع عبور ما از آن ، اين بود كه مىخواسته است مقدارى آهك براى مرمت گنبد مقبرهء پيغمبر زكريا « 1 » واقع در قلمرو نفوذ خود در كنارهء جنوبى رود گرگان ، از تپه‌هاى اطراف تهيه كند . مىگفت كه ويرانه‌هاى چند شهر قديمى در اطراف اين مقبره به چشم مىخورد و روى تپه‌هاى واقع در آن نواحى نيز تكه‌هاى آجر به وفور هست . هدايايى كه به ما تقديم كردند از قبيل گوسفند ، بره ، نان ، هندوانه ، و غيره بسيار زياد بود و ما نيز چيزهايى حدودا دو برابر بهاى آنچه كه به ما هديه كردند به آنان پيشكش كرديم . صبح روز بعد 20 نوامبر 1894 م . بايد در يكى از عروسىهاى بزرگ يموت‌ها شركت مىكرديم ، بايد سه ميل راه مىپيموديم تا به ابه سلطان خان مىرسيديم . ساعت 7 صبح به راه افتاديم ، مردم از هر سو در حركت بودند تا در محل برگزارى جشن حضور يابند . سلطان خان و سواران همراه وى براى خوشامدگويى به سمت ما آمدند ، نزديك ما كه شدند سلطان خان و سواران همراه وى براى خوشامدگويى به سمت ما آمدند ، نزديك ما كه شدند سلطان خان چند دستمال رنگى را بين سوارانش تقسيم نمود و بلافاصله آنها نيز به تاخت و تاز از اين سو به آن سو در اطراف ما پرداختند . ابتدا سلطان خان براى صرف چاى ما را به آلاچيق خود برد . اولين مسابقه را كه كشتى بود تماشا كرديم ، دو نفرى كه با هم مبارزه مىكردند سعى داشتند تا دست‌هاى خود را در شال‌هاى كمر ، يكديگر قلاب كنند و سپس بطور ناگهانى ، و دفعتا حريف را بر زمين بياندازند ، فقط چند نفرى معدود بودند كه توانستند
هامش
( 1 ) - يكى از آخرين انبياى عهد قديم ( قرن ششم قبل از ميلاد ) وى در عهد ترميم هيكل اورشليم ، كه با مرنبوكد نصر منهدم شده بود ، ميزيست . ذكريا به تجديد روحانيت اسرائيل در عهد مسيح بشارت داده . ص 652 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .