تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
كناره‌هاى رود گرگان و نيز ساحل جنوبى رود اترك كسى زندگى نمىكند و زمين‌هاى محصور بين اين دو رود را چول مىگويند و كسى نمىتواند از طريق آن به اترك راه يابد . در بازگشت از شكار به آدم عجيب و غريبى كه خود را حاجى عبد الله تاجرى از بغداد معرفى مىكرد ، در اردوگاهمان برخوردم . تمام آنچه را كه او در خورجين ترك اسبش داشت ، عبارت بود از چند عدد تسبيح ، شانه ، نخ ، ادويه ، چاى و مقدارى شكر . ظاهرا او نسبت به تجارت كمى بىاعتنا و بىميل بود و حتى نمىتوانست مانند يك دست‌فروش عادى نيز سود قابل ملاحظه‌اى بدست آورد . او تركى عثمانى ، تركى تركمن ، فارسى و هندى را به خوبى صحبت مىكرد و مىگفت در عرض 16 سالى كه در سير و سفر بوده ، مدت زمان زيادى را در هندوستان سپرى كرده است . براساس آنچه مىگفت بعد از آنكه مدتى را در اجمر « 1 » ، راج‌پوتانا « 2 » و همچنين حيدرآباد و ايالت پنجاب گذرانده بود ، به كشمير و از آنجا به گيلگيت « 3 » ، هونزا « 4 » ، نگار « 5 » ، چيترال « 6 » و كافرستان مىرود . در آنجا موى بلند مىگذارد و به رسم درويشان لباس به تن مىكند و آنچه را كه خريد و فروش مىكند محدود به چرس ، بنگ ، حشيش و ترياك مىشود . در مرز كافرستان افغان‌ها او را دستگير مىكنند و بازگردانده مىشود . او سپس به كاشغر رفته و با كسب اجازه‌اى از روسها از پامير « 7 » گذشته و به خوقند « 8 » مىرود . بار ديگر سعى مىكند تا از طريق شمال وارد خاك افغانستان شود و اين بار نيز مانع ورود وى مىشوند . او سپس به تاشكند ، بخارا و مرو رفته و از آنجا با قطار به اوزونادا و سپس از راه آبى به استرآباد مىرود ، سپس به مشهد رفته و مدت دو ماه را در آن ديار مانده بود . بعد از آنجا بازگشته و اين بار مجددا به سوى آن ديار در
هامش
( 1 ) -Ajmer، ايالتى است از هند ، در راج‌پوتنه و پايتخت آن نيز اجمر است . ص 1047 لغت‌نامهء دهخدا ، حرف الف . ( 2 ) -Rajputana، ناحيه‌اى در شمال غربى هند ، در پنجاب كه ايالت راجستان را دربرمىگيرد . ص 568 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام . ( 3 ) -Gilgit. ( 4 ) -Hunza. ( 5 ) -Nagar. ( 6 ) -Chitral. ( 7 ) - پامير ، ناحيهء كوهستانى بسيار مرتفع آسياى مركزى كه آن را بام دنيا گويند . قسمت اعظم اين نجد متعلق به روسيه و بقيه جزو افغانستان است . حد متوسط ارتفاع آن از سطح دريا 4000 متر است . ص 330 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام . ( 8 ) - خوقند - خواقند ، شهرى در آسياى مركزى ( ازبكستان ) در كنار شعبه‌اى از سير دريا واقع شده است . ص 490 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 232 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )