تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
معمولا گورستان‌هاى محلى همه به اين شكل و ظاهر بر جاى مانده‌اند . در بين سنگ قبرها يك سرستون سنگى به چشم خورد ، به نظر مىرسيد كه در زمان‌هايى خيلى دور ساختمان‌هايى از سنگ در اين محل بوده كه در حال حاضر در دل خاك مدفون است . هواى ينقاق بسيار متغير بود . يك روز هوا به شدت گرم شد و در ساعت 4 بعد از ظهر به 32 درجه سانتىگراد رسيد كه البته براى اين موقع از سال خيلى زياد بود . روز بعد هوا مرطوب بود و مه غليظى اطراف را دربرگرفته بود ، و دماسنج نيز دماى هواى را 3 درجه سانتىگراد نشان مىداد . گفته مىشد كه تابستان در سراسر سرزمين گرگان بسيار گرم و طاقت‌فرساست و در طول اين فصل گوكلان‌ها را به حال خود رها ميكردند و كسى با آنها كارى نداشت . حاكم ملزم است فقط چهار يا پنج ماه در سال آن هم در زمستان در اين منطقه بماند و براى باقى سال يوزباشى وى ادارهء امور را از جانب او بدست مىگيرد . يوزباشى كه معمولا به فرمانده يك صد تن سوار اطلاق مىشود و سردستگى سواران محلى گوكلان را نيز بر عهده دارد ، رستم بيك نام داشت و در اصل كرد بود نه گوكلان . يوزباشى ديگر بنام مهدى خان كه رئيس تيرهء قرخ بود ، در غيبت حاكم ، زمانى كه رستم بيك به نيابت از طرف وى ادارهء امور گماشته مىشد ، سركردگى سوارها را بر عهده مىگرفت ، به غير از اين استثناء در ساير موارد كسانى كه كاره‌اى بودند معمولا از كردها بودند نه گوكلان‌ها . به نظر مىرسيد كه گوكلان‌ها كاملا مطيع كردها هستند ، اما با اينحال آنها با دادن دختران خود به كردها و يا هر بيگانهء ديگرى به شدت مخالفت مىكردند . گوكلان‌ها بر خلاف برادران خود در تيره‌هاى تكه و ساريك صنعتى قابل توجه نداشتند و به غير از تعدادى فرش‌هاى خرسك چيز ديگرى توليد نمىكردند . آنها اصلا قالىبافى نمىكردند ، ظاهرا نمد تنها چيزى بود كه اين مردم به توليد آنها اشتغال داشتند و حاكم مىگفت گاهى اوقات بجاى پرداخت قسمتى از ماليات بطور نقدى ، نمد به بجنورد مىفرستند تا از آنها براى ساختن زين اسب‌هاى رئيس استفاده نمايند . به نظر مىرسيد كه تنها وظيفهء حاكم جمع‌آورى ماليات‌ها باشد ، از آنجا كه او به هيچيك از امور منجمله تجاوزات و دزدىهايى كه صورت مىگرفت رسيدگى نمىكرد ، گوكلان‌هاى اين ناحيه نه تنها دائما با همسايگان خود اختلاف داشتند بلكه از دست گرايلىها و عوامل ايرانى مستقر در ناحيهء فندرسك « 1 » استرآباد نيز آرام نداشتند . براى مثال وقتى كه سران چقر به همراهى من تا ينقاق مشغول بودند ، گرايلىهاى ساكن سنگر حاجيلر
هامش
( 1 ) - فندرسك يكى از دهستانهاى بخش راميان شهرستان گنبدقابوس است فرهنگ جغرافيايى ايران . جلد 3 .