تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
هشيارانه مراقب باشد ، او همچنين مقرريى بخاطر حفاظت از گرايلىهاى ساكن سنگر حاجيلر دريافت مىكرد . سنگر حاجيلر يكى از دهكده‌هاى مرزى ايران بود و قره‌ديش خان در آن محل موقعيت خوبى داشت . وقتى كه از محل انجام مسابقات به اردوگاه بازگشتم ، قره‌ديش خان از يك حل اختلاف به دهكدهء خود بازمىگشت . ماجرا از اين قرار بود كه عده‌اى از گوكلان‌هاى ساكن آىدرويش تعدادى گاو متعلق به سنگرىها را دزديده بودند و او نيز با تنى چند از اهالى سنگر به آن ديار رفته و بعد از شناسايى گاوها ، آنها را بدون هيچگونه زد و خوردى پس گرفته بودند . دزدى دام يكى از حرفه‌هاى شناخته‌شدهء هر دو طرف بود و يكى از خصائص ملى آنها به شمار مىرفت . شبى را كه من در آىدرويش بودم چهار اسب متعلق به ابه نزديك به اردوگاه ما توسط يموت‌ها دزديده شد اما از بدشانسى دزدان ، اين اسب‌ها متعلق به خواجه يا سيد بود و آنها نيز مجبور بودند تا آنها را باز پس دهند . ظاهرا دزدها براى دستبرد به اردوگاه ما آمده بودند ، اما وقتى كه مىبينند اردوگاه تحت مراقبت شديد است ، آنچه را كه مىتوانند از دهكده برمىدارند و با خود مىبرند . دهاتىها همگى شكى نداشتند كه اين اسب‌ها به زودى پس داده خواهند شد ، زيرا به زودى مالكيت آنها محرز خواهد گرديد . روز بعد ، در طول راه به دسته‌هاى زيادى از هوبره‌هاى كوچك برخورديم ، اما نتوانستيم به آنها نزديك شويم ، همچنين تعداد زيادى اسفرود سينه‌سفيد دم‌باريك را ديدم كه به تركى آنها را كيل‌گايراك « 1 » مىخواندند ، آنها همگى به سمت غرب در حركت بودند . سرهنگ مىگفت كه اين پرنده‌ها هر پائيز در دسته‌هاى هزارتايى از چين به اينجا كوچ مىكنند و گاهى اوقات نيز در موقع رسيدن به اينجا آنقدر خسته هستند كه براحتى مىشود با چوبدستى آنها را زد ، آنچه را كه ما مىديديم اولين دستجات از اين پرندگان مهاجر بود . در ينقاق توانستم از طريق قره‌ديش خان با چند تن از خان‌هاى يموت تماس بگيرم كه آنها ترتيب سفر مرا در سرزمين يموت‌ها بدهند . اين عده عبارت بودند از نوبت خان و مالك خان از چارواهاى قان يوخمز و قره‌قيش خان از چارواهاى ايگدر « 2 » كه همگى آمادگى خود را براى همراهى در عبورم از سرزمين يموت‌ها اعلام نمودند ، پيشنهاد آنان را قبول كردم و قرار شد تا به نزديكترين ناحيهء يموت‌نشين يعنى گنبدقابوس سفر كنيم . قبل از آنكه سرهنگ سلطان قلى خان بتواند مخالفتى ورزد ما مقدمات كار را فراهم آورده و به راه افتاديم ،
هامش
( 1 ) -Kilgairak. ( 2 ) - ايگدر جزء گنبدقابوس است . ص 46 فرهنگ آباديهاى ايران