انتخابى خود شركت كند . وقتى كه به ميدان آمدم ، چهار سوار برگزاركننده مسابقهء اول نيز در حال آماده شدن بودند ، آنان با علامت داور مسابقات كه او را وكيل مىخواندند از نقطهء شروع ، تاخت را آغاز مىكردند . وكيل علاوه بر داورى مسابقه ، وظيفهء مشخص نمودن مسافت و مقصد را نيز بر عهده داشت . همچنين او عقب سواركاران تاخت مىكرد تا به وضوح بتواند برندهء مسابقه را تشخيص دهد ، مسافت آنقدر طولانى بود كه اسبها از ديد ما محو گرديدند ، امكان اين نبود كه سواركاران بتوانند در مسيرى دايرهاى و دور ميدان مسابقه را برگزار كنند ، بلكه بايد در مسيرى مستقيم مىتاختند و بعد از رسيدن به مقصد نيز به سمت ما بازمىگشتند .
وكيل بايد تمامى گروهها را همراهى مىكرد ، بدينترتيب اسب او روز بسيار سخت و طاقتفرسايى داشت . سه دور اول مسابقات خيلى بانظم و ترتيب انجام گرفت ، در هر دفعه من 4 سوار شركتكننده را فراخوانده و آنها را به خط مىكردم ، آنها نيز هشيار منتظر مىماندند تا با علامت وكيل تاختن را آغاز نمايند ، اما ديرى نپائيد كه نوبت به مسابقهء 2 قرانى رسيد ، از اين به بعد رشتهء نظم و ترتيب گسست ، يكباره همهء سواركارها به ميان آمده و بدون كوچكترين توجهى به علامت شروع به طرف مقصد مسابقه تاختن گرفتند ، بدينترتيب به سختى مىشد گفت كه چه كسى براستى برندهء مسابقه است .
شركتكنندگان آنقدر خشونت و بىنظمى به خرج دادند كه حاكم ترجيح داد تا از معركه جا خالى كرده و برود . من نيز همراه با چند تن از سران برگزارى مسابقات به اردوگاه بازگشتم . تركمنها وقتى نام مسابقه اسبسوارى را مىشنوند هيجانزده مىشوند تا چه رسد به آنكه در آن شركتكنند ، بدينترتيب تشكيلات گستردهاى لازم است تا آنها را در مسابقات تحت كنترل درآورد ، بعد از انجام مسابقات نفرات اول به اردوگاه ما آمدند و بعد از صرف شام ، با ما خداحافظى كرده و سوى خانههاى خود روان شدند .
روز بعد ، پس از پيمودن 12 ميل به دهكدهء ينقاق « 1 » غربىترين مرز گوكلانها و يموتها در اين جهت رسيديم . ينقاق يكى از تيرههاى اصلى گوكلانها مىباشد در دهكدهاى كه نزديك به يكصد خانوار سكنه داشت و تحت سرپرستى قرهديش خان بود اردو زديم . اين دهكده در ساحل جنوبى رود گرگان و در يك ميلى شرق تپه ماهورهايى كه آنها را يازتپه مىخواندند واقع شده بود .
قرهديش خان موظف بود كه يموتها را زير نظر داشته و رفتوآمدهاى آنها را نيز
هامش
( 1 ) -Yankak، جزء گنبدقابوس آمده است . ص 502 فرهنگ آباديهاى ايران .