شترهايى كه بار داشته باشند به سختى مىتوانند از اينجا بگذرند ، ردپاى قرقاولها بر زمين ديده مىشد اما جنگل به حدى انبوه بود كه نمىشد به آنها نزديك شد .
در راه به گرازى برخورديم كه در پاى درختان بلوط مشغول كندن زمين بود ، قزاقباشى همراه ما بلافاصله با تفنگ ورندل به طرف او شليك كرد ، گراز قبل از اينكه فرصت فرار داشته باشد بر زمين افتاد و جان داد . قزاقباشى يا دقعهدار به سردسته يك گروه ده نفرى از كردهاى شاديلو اطلاق مىشود ، متاسفانه همهء همراهان ما مسلمان بودند و بناچار آنهمه گوشت را بايد بر زمين مىنهاديم تا از بين رود . مىگفتند كه در اين تپهها علاوه بر گراز تعداد زيادى مرار « 1 » نيز يافت مىشود كه متأسفانه من از اين يكى چيزى نديدم ، به نظر مىرسيد كه تمامى اين رشتههاى كوه عارى از سكنه باشند ، رودى كه در وسط گردنه جارى بود در ناحيهء ايشكى حدودا 3 متر و 60 سانتيمتر پهنا و 30 سانتيمتر عمق داشت ، به نظر من و عليرغم آنچه كه نقشههاى من نشان مىدهد اين آب كه به آن آبدهنه نيز مىگفتند تأمينكنندهء اصلى آب رود گرگان نيست ، بلكه آبى كه به آن يلچشمه گفته مىشود و در پاى رشتهء گلى داغ ، كمى آنطرفتر به سوى شمال به اين رود مىريزد ، منبع اصلى تأمينكنندهء آب آن است .
بعد از ايشكى راه ما از مسيرى پوشيده از جنگل براى 14 ميل پيش مىرفت تا به شغالتپه « 2 » يا ابه سبحان قلى خان كه بنام رئيس چند خانوار ساكن اين محل ناميده شده است مىرسيد ، در دامنهء تپهها درختان بلوط زياد تنومند نبوده و متوسط بودند ، حال آنكه در داخل دره درختانى را كه تا 30 يا 36 متر قد داشته و قطر بدنهء آنها به 4 تا 4 متر و نيم مىرسيد ، مشاهده كردم ، به غير از بلوط درختان راش ، چنار ، و شايد ده ، دوازده نوع ديگر درخت در دامنهء تپه روئيده بود و راه ما نيز پر از تمشك جنگلى ، سرخس و غيره بود ، به طورى كه چشمان ما كه بعد از پيمودن آنهمه راه در منطقه خشك به سبزى عادت نكرده بود كمى احساس ناراحتى مىكرد .
چهار ميل پائينتر از ايشكى مسير ما شروع به پهن شدن نمود تا اينكه كلا به زمينهايى هموار و باز رسيديم ، در اينجا قبرستانى وجود داشت كه مىگفتند متعلق به تركهاى
هامش
( 1 ) - مرار گوزن است كه هر دو نوع آن شاخ دارد ( جنس نر ) و بدون شاخ ( ماده ) در جنگلهاى شمال ايران بوفور يافت مىشود و در اصطلاح محلى به آن مرار مىگويند . م .
( 2 ) - دهى از دهستان گوكلان شهرستان گنبد قابوس است . فرهنگ جغرافيايى ايران ، جلد 3 .