داشته است . لذا به وى توجه خاصى نمود و يك اسب و يك باز نيز به عنوان هديه به وى بخشيد . محمد خان از اينكه عقابى به چنگ آورده سراپا شاد و مسرور بود و دائم در اين فكر بود كه چه پرندگانى اعم از قرقاول و غيره را به زودى بعد از رسيدن به محل شكار صيد خواهد كرد . كارگزار نيز به اين مهمانى شام دعوت شده بود . همين كه خواستيم مشغول خوردن شويم نجم الدوله يا منجمباشى شاه نيز كه در راه بازگشت از مشهد به تهران بود ، وارد شد و از طرف رئيس بسيار مورد استقبال قرار گرفت .
روز بعد براى تفريح ، سواره با سهام الدوله و پسر دومش سليمان خان و ايلخانى به باغهاى وى واقع در جنوب شهر رفتيم . در تمامى طول راه درختان را در رديفى مستقيم كاشته بودند . در هر باغ يك عمارت قرار داشت . هر خانه داراى يك حوض در قسمت مركزى خود بود و بيرون از آن نيز حوض بزرگى كه فواره نيز داشت بنا كرده بودند . آب اين حوض از تپهاى در فاصلهاى در بالادست آن تأمين مىگرديد .
از باغها به طرف بالا و در دره 6 ميل پيموديم تا به چشمهاى كه به آن چشمهء بشقارداش « 1 » مىگفتند رسيديم . در اينجا سهام الدوله يك استخر بزرگ ايجاد كرده بود و در كنار آن نيز مشغول ساختن مقبرهاى براى خود بود . او مىگفت كه دوست دارد در اينجا به خاك سپرده شود و كوچكترين علاقهاى ندارد تا همچون پدارن خود در مشهد يا كربلا دفن گردد . به نظر مىرسيد كه اين بنا وقتى تمام شود از شكوه خاصى برخوردار باشد . گنبد آن دوجداره و پوشش آن قرار بود از سفالهاى آبىرنگ باشد . در زير اين گنبد خود قبر كه با سنگ مرمر قهوهاى پوشيده مىشد قرار مىگرفت . در طرفين آن نيز اتاقهايى براى زندگى درويشان و همچنين استفاده مسافران قرار داشت . كل اين بنا را سايههاى درختان بلند چنار دربرمىگرفت . در كنار استخر كمى استراحت كرديم و چاى نوشيديم و سپس در طول راه كمى به شكار به كمك عقاب پرداختيم .
در طول راه و در بازگشت صحبت به درازا كشيد و چند داستان محلى نيز برايم تعريف كردند . يكى از آنها را كه به ياد دارم و بسيار هم برايم جالب بود . صحبت در مورد تركستان افغان « 2 » بود . رئيس گفت كه حدود 50 سال پيش ، يك مرد بجنوردى به ميمنه رفته و در
هامش
( 1 ) - بشقارداش - كلمه تركى است . بش بمعنى پنج و قارداش يعنى برادر . چشمه آب بسيار گوارائى است كه از زير كوه داخل استخرى مىشود و درختان كهنسال چنار آن را احاطه كرده است . م .
( 2 ) - تركستان ناحيهايست در آسيا كه از شمال به سيبريه ، از مغرب به بحر خزر ، از جنوب به افغانستان ، هند و تبت ، از مشرق به مغولستان محدود است و شامل دو بخش تركستان روس و تركستان شرقى است .
ص 386 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .