در حدود سال 1870 م . حيدر قلى خان وفات نموده و پسرش ( 9 ) خان بابا خان كه هنوز صغير بود به جانشينى وى انتخاب گرديد . از ده پسرى كه از نجف قلى خان بجاى مانده بود ، در زمان مرگ حيدر قلى خان فقط دو تن از جوانترين آنها زنده بودند . يكى محمد قلى خان در بجنورد و ديگرى شير محمد خان حاكم جاجرم و اسفراين . شير محمد خان تا زمان فوت در اسفراين ماند . محمد قلى خان زمانى كه هنوز خان بابا خان صغير بود ، به مدت يكسال به سرپرستى وى و ادارهء امور انتخاب گرديد .
حوالى همين دوران عدهاى از تركمنهاى يموت در شاهراهى كه از تهران به مشهد مىرفت ، دست به چندين غارت مىزنند و يار محمد خان پسر برادر ديگر ، يزدان قلى خان فرزند ششم نجف قلى خان همراه با 150 سوار به قصد سركوبى آنها به راه مىافتد . او موفق مىشود تا راهزنان را تار و مار كرده و افراد اسير شده را آزاد سازد .
بعد از اين موقعيت يار محمد خان به مشهد رفته و بر اثر هوش و ذكاوت و كارآيى عنوان ايلخانى را كسب مىكند . همچنين او سرپرستى امور را بجاى محمد قلى خان عهدهدار مىشود . محمد قلى خان هم منتظر رسيدن يار محمد خان به بجنورد نشده و با تمامى خانوادهاش اين شهر را ترك مىگويد . ( 10 ) يار محمد خان به مدت 4 سال نيابت ادارهء امور را بر عهده داشت و در طول اين مدت تقريبا خان بابا خان را ناديده گرفت . سرانجام او موفق شد تا شاه را متقاعد سازد تا با رياست وى موافقت كند . بعد از واقع شدن اين مهم شاه نيز او را به عنوان سهام الدوله مفتخر ساخت .
براى خان بابا خان مستمريى برابر با هزار تومان در سال تعيين گرديد و او تمامى عمر خود را در مشهد ماند تا درگذشت .
محمّد قلى خان نيز از طرف والى خراسان به حكومت تربتجام و چند ناحيهء ديگر گماشته شد و سرانجام نيز به شجاع الدوله در قوچان پيوست تا اينكه در همانجا درگذشت .
پسر وى حاكم قوشخانه هنوز هم بر سر كار است .
پسر بزرگ يار محمد خان نصرت الله خان در طول اقامت من در پست حكومت جاجرم و اسفراين انجام وظيفه مىكرد و به همين خاطر نيز موفق به ديدار وى نشدم . در مورد پسر دوم سليمان خان و سرنوشت وى نيز قبلا شرح دادم . پسران سوم و چهارم عزيز الله خان و حبيب الله خان هر دو از يك مادر كه او دخترخالهء پدرشان بود ، متولد شده بودند .
عزيز الله خان پسر سوم كه به او ايلخانى هم مىگفتند و به عنوان جانشين پدر نيز در نظر گرفته شده بود به ورزش علاقهء زيادى داشت و بسيار فعال و كارآ به نظر مىرسيد . او سواركار خوب و تيرانداز قابلى هم به حساب مىآمد . او محمد خان را نيز يك بار با خود به
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص١٨٣