تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
فلاتى كه بين درهء هريرود در شرق و درياى خزر در غرب است قرار دارد . مىگويند كه اين شهر را هلاكو خان بازسازى نموده و نوهء او ارغون نيز به توسعهء آن همت گماشته است . بزرگ و جد ايلخانيان كرد زعفرانلو كه حكومت قوچان را بدست دارند ، شاهقلى سلطان بود كه شاه عباس اول ( 1628 - 1585 م . ) لقب امير الامرا را به وى اعطاء كرده ، و او را همراه با چهل هزار خانوار تحت نظرش براى رويارويى با تهديدات ازبك‌ها به اخال كوچ داد . در دورهء سلطنت شاه سلطان حسين كردهاى اخال كه از هجوم‌هاى بىامان ارگنجىها و بخارايىها به ستوه آمده بودند به كوهستان‌هاى جنوبى روى آوردند و گرايلىها را از جايگاه خود بيرون رانده و در قوچان ، شيروان ، بجنورد و سملقان مستقر شدند . رئيس آنها قره خان استحكامات خود را در شيروان بنا نهاد . و خانوارهاى تحت نظر خود را كه از طوايف زعفرانلو ، شاديلو ، كيوان‌لو ، عمارلو و قره‌چورلو تشكيل مىشدند در نواحى قوچان ، شيروان و بجنورى سكنى داد . پس از قره خان پسرش سام بيك و بعد از او هم پسرش محمد حسين خان به قدرت رسيدند . شخص اخير همان كسى است كه از نادر عنوان ايلخانى را حدود سال 1740 م . گرفته و به رياست زعفرانلوها گماشته شد . مىگويند كه نادر شاه در جوانى مىخواست كه دختر سام بيك خبوشانى را به زنى بگيرد . شاه طهماسب با اين كار مخالفت كرد . نادر شاه كه در آنموقع طهماسب قلى خان ناميده مىشد از اين كار رنجيده‌خاطر گرديد و علنا با شاه طهماسب سر ناسازگارى گذاشت و براى نشان دادن اين مخالفت قوچان را به محاصره درآورد و خانوادهء دختر را مجبور كرد تا با دادن دخترشان به وى موافقت كنند ، در نزديكى همين قوچان هم بود كه نادر شاه در سال 1747 م . به قتل رسيد . ماجرا از اين قرار است كه كردها از سخت‌گيرى و فشارهاى زياد نادر به ستوه آمده و سر به شورش برداشتند و تعدادى از اسبهاى او را در چمن رادكان به غارت بردند . نادر از
هامش
- همين محل بر عليه مهاجمان خارجى ، قيامى مردمى برپا شده است . اشك اول سرسلسله دودمان اشكانيان در شهر آساك تاجگذارى كرد كه در ولايت استائنه واقع بود . آستاوانا به زمين‌هاى دره اترك بطور كلى اطلاق ميشد و مركز آن شهر آساك بوده است . دهكده‌اى بنام استاد نزديك به چند كيلومتر در نزديكهاى قوچان فعلى واقع است . اين اسامى كاملا شبيه يكديگر است . احتمال اينكه همين دهكده استاد مركز قيام پارتها بر ضد جانشينان اسكندر بوده چندان دور از حقيقت نيست . هرچند كاوشهاى باستانشناسى در اين نواحى انجام نگرفته است كه صحت اين مدعى تحقق پذيرد . براى اطلاع بيشتر به جلد سوم ايران باستان تأليف مشير الدوله پيرنيا و ص 42 كتاب اشكانيان دياكونف ترجمه كريم كشاورز و ص 22 كتاب پارتيان تأليف مالكولم كالج ترجمه مسعود رجب‌نيا مراجعه فرمايند .