تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

بخش دوازدهم قوچان

بعد از زوباران با پيمودن 8 ميل ديگر به قوچان رسيديم . مسير ما از دامنه‌هاى تپه‌ها پايين مىرفت و 300 متر ديگر نيز از ارتفاع ما كاسته شد . در چهار ميلى شهر ، نمايندهء حاكم ، مستوفى ، يساول همراه با 20 سوار ، يك اسب يدك و يك درشكهء چهاراسبه منتظر استقبال از ما بودند . شجاع الدوله « 1 » حاكم قوچان آبدارباشى و يا پيشكار مخصوص خود را روز قبل به نزد ما فرستاد تا مطمئن شود كه چيزى كم و كسر نداريم . بعد از ورودمان به شهر نيز صبحانهء گرمى برايمان فرستاد . حوالى غروب نيز خود وى به ديدار ما آمد . صحبت ما يك دفعه به زلزلهء 17 نوامبر 1893 م . كشيده شد كه اين شهر را به كلى ويران ساخت . هنگام وقوع زلزله حاكم از شهر بيرون بوده ، خانوادهء وى آسيبى نديدند اما اسبها و خدمتكاران وى تمامى از بين رفتند . قوچان منظرهء جالبى داشت . داخل شهر رفتم و طول بازار را پيمودم . آثار ويرانىهاى ناشى از زلزله هنوز به چشم مىخورد . بعضى از بناها در حال مرمت يا تجديد ساخت بودند .
هامش
( 1 ) - منظور محمد ناصر خان شجاع الدوله پسر امير حسين خان زعفرانلو است كه در محل بنام مدنصير خان نام برده ميشده است . زلزله بسيار شديدى كه قوچان را خراب كرد و مؤلف نيز در كتاب بدان اشاره كرده است در زمان همين ايلخانى روى داد و طرح شهر جديد قوچان كه به اسلوب عشق‌آباد در محل فعلى قوچان بنا گرديد از ابتكارات محمد ناصر خان شجاع الدوله است . شرح احوال اين خاندان در سفرنامهء فريزر و مطلع الشمس و همين كتاب و تاريخ رجال ايران تاليف مهدى بامداد و سه سفرنامه به كوشش قدرت الله روشنى و حركت تاريخى اكراد ايران در دو جلد تأليف كليم الله توحدى مفصلا آمده است . م .