مىرفتند .
تركمنها چاى ارزان و سبزى را مصرف مىكنند كه از هندوستان فراهم مىگردد .
برقرارى ضوابط جديد گمركى و همچنين گشايش مسير تجارت از طريق باتوم « 1 » باعث شده است كه تجارت چاى ديگر از طريق ايران انجام نپذيرد .
بارهاى زيادى از گندم و پنبه نيز روى شترها به مقصد عشقآباد در حركت بودند .
عليرغم دستورات دولت ايران در منع صدور غله و همچنين ارسال هيأتى براى پىگيرى همين مسئله در سه ماه پيش ، فرستادن غله مانند سابق ادامه دارد . هيأت اعزامى بعد از گوشزد كردن مسايل به مأمور گمركات به تهران بازگشته بود و مىتوان حدس زد كه چه اتفاقى افتاده است . معلوم مىشود كه رئيس هيأت را مأمور گمركات خريده است و گرنه او جرأت نمىكرد به ارسال غله ادامه دهد . با فرستادن اين اجناس او سود هنگفتى مىبرد و وضع قانون ممنوعيت صدور اين اجناس نيز سبب شده است تا او بتواند كالاى خود را به هر قيمتى كه مىخواهد بفروشد .
در مورد دام هم وضع به همين ترتيب بود . گلههاى دام هر روز در راه باريكههايى كه به سمت عشقآباد مىرفت در حركت بودند . مىگفتند كه نمايندگان كميسر روس تمامى گوشت مورد نياز سربازان روس در ماوراء خزر را از خراسان تأمين مىكنند . دولت ايران طى اطلاعيهاى خروج دام و قاطر را از طريق اين مرزها ممنوع اعلام كرد . اما كوچكترين ترتيب اثرى به آن ، لا اقل در اين مرزها داده نشده است . در مورد قاطرها وضع اينطور نيست . آن هم به اين خاطر كه خراسان اصولا سرزمين مناسبى براى پرورش قاطر نيست . معمولا قاطرها را از سمت جنوب به اين ناحيه مىآورند :
دولت ايران با همكارى دولت انگلستان خروج گندم و قاطر را از بنادر جنوبى اين كشور ممنوع اعلام كرد . انگليس نه يك قاطر و نه يك تن گندم را از ايران خارج نمىكند نتيجه اين كار اين است كه روسها هرچه مىخواهند از گوشت و گندم اين كشور از طريق مرزهاى شمال به يغما مىبرند .
هامش
( 1 ) -batoum.