تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
بيرون مىشديم . در بهرنگ در يك ميلى محلى كه در سابق اردو زده بوديم ، و در نزديكى ديوارهاى كوتاه قلعه‌اى كه امير سابق قاين مبادرت به ساختن آن كرده بود اما عمرش كفاف نداده بود تا آن را تمام كند اردو زديم . اين ديوارها براى مسافرين و رهگذرها سايبان و سرپناه خوبى به نظر مىرسيد . آب هامون از يك قدمى ما تا آنجا كه چشم كار مىكرد گسترده بود . بيم آن مىرفت تا در عرض يكى دو روز دستخوش طغيان بيشترى گردد و راه ما را به كلى مسدود نمايد . مجبور شديم آنقدر منتظر بمانيم تا عمق آب به حدى برسد كه بتوانيم از توتين استفاده كنيم . در بالا كم‌آب ، آخرين منزل ما در قلمرو سيستان ، سلطان ابو تراب پيشخدمت حشمت الملك كه بسيار به ما محبت كرده بود مأموريتش به پايان رسيد و اجازه خواست تا بازگردد . در مدتى كه او همراه ما بود زحمات زيادى را در امر تهيه و تدارك آذوقه و ما يحتاج متحمل گرديد .