تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
يا افراد سرشناسى از اين قوم كه در سيستان به سر مىبرند بنا بر قول اهالى از چهل تن متجاوز نيست . در آنسوى جلال‌آباد به زمينى برخورديم كه تا فاصلهء نيم ميل آبى به عمق 60 تا 120 سانتيمتر آن را قرار گرفته بود . اين عمق براى قاطرها كه حامل بار بودن زياد بود . مجبور شديم تا تمام بارها را از پشت آنها برگرفته و بار شترها كنيم . افرادى كه مىبايست سوار بر اين شترها از آب عبور كنند ، لباس‌هاى خود را بدرآورده و براى اين كار آماده شدند . آشپز گوايى « 1 » ما كه مردى چاق و كوتاه‌قد بود تا گردن در آب فرورفت و منظره‌اى بسيار خنده‌آور بوجود آورده ، به نظر مىرسيد كه اين اولين شنا كردن وى در تمام طول عمرش باشد . روز بعد 8 ميل ديگر پيموديم و از دهكدهء بولى « 2 » نيز عبور كرديم . راه دشوارى بود مجبور بوديم تا به دفعات از نهرهاى آب بگذريم . نزديك غروب شترها به ما رسيدند . جهاز شترها به سختى آب كشيده و خيس شده بود ناچار متوقف شديم تا افراد جهازها را يا خشك كنند و يا لايى درون آنها را عوض نمايند . درست در همين اثناء به ما خبر رسيد كه جاده‌اى را كه در شمال واقع بود و اميد داشتيم از آن عبور كنيم آب فراگرفته است ، تنها راه ما اين بود كه به طرف غرب حركت كرده و از طريق خشكى هرچه زودتر آب را دور بزنيم . به سمت جنوب غرب روانه شديم و بعد از پيمودن 12 ميل و عبور از آب‌گرفتگىهايى كوچك به ده افضل‌آباد رسيديم . روز بعد با دور زدن آخرين قسمت آب و گذشتن از كوچه‌اى به عرض 3 متر تا 3 متر و 60 سانتيمتر و عمق 60 سانتيمتر كه قبلا نيز از آن عبور كرده بوديم ، سيستان را پشت سر گذاشتيم . خوشبختانه اين مسير خشك بود و از وسط نيزار بدون مشكل عبور كرديم ولى در طرف ديگر نيزار انبوه اندكى خشك شده كه به محض رسيدن آب به آن به نيزار تبديل مىگرديد . يك يا دو ميل بعد به ميل نادرى رسيديم ستونى كه از مسافتى دور نيز به چشم مىخورد و براى مسافران راه علامت و نشانهء خوبى است . از زمينى شنى عبور كرديم كه به نظر مىرسيد در طغيان‌هاى هامون بخشى از ساحل آن به شمار مىآيد . اواسط ماه مارس بود . هوا رو به گرمى مىگذاشت و مانند گذشته به تدريج راهپيمايى در روز طاقت‌فرسا مىگرديد . تعدادى از درختان سيب شكوفه كرده بود . بر شمار مگس‌ها و پشه‌ها روزبروز افزوده مىگشت . بسيار خوشحال بوديم كه از اين باتلاق‌ها
هامش
- است . جغرافياى مفصل ايران . جلد دوم . تاليف مسعود كيهان . ( 1 ) -Goanese. ( 2 ) - بولى يا بوله دهكدهء كوچكى در چند فرسخى نصيرآباد . ص 986 جلد سوم روابط ايران و انگليس تأليف محمود محمود . اين نام در فرهنگ‌هاى جغرافيائى ديده نشد .