1 - استحباب نوشتن بدهى هنگام قرض گرفتن . خداوند فرمود : « بدهى را بنويسيد . » خواه بدهى از قرض گرفتن باشد يا خريد و فروش نسيه يا اجاره يا مهريه در ازدواج يا طلاق يا غير اينها . بعضى از علماء گفتهاند : نوشتن واجب است . ولى امر در اينجا ارشادى است .
2 - مطلوب بودن تعيين مدت . خداوند فرمود : « تا زمان معين . » تعيين زمان در بعضى از معاملات مثل بيع و اجاره شرط است . و در بعضى ديگر مثل قرض و مهريه مستحب است .
3 - اگر طرفين قادر به نوشتن نيستند مستحب است وكيل بگيرند . خداوند فرمود :
« يك نويسنده عادل بنويسد » و ظلم نكند . و اصل بدهى و كيفيت و كميت و زمان و ساير خصوصيات آن را تغيير ندهد . وجوب در اينجا شرط است . قرآن مىفرمايد : « و بنويسيد . . . عادلانه »
4 - خوددارى از نوشتن يا بى ميلى حرام است . پس بايد در دفتر و امثال آن نوشته شود .
5 - و لازم نيست نوشتن رايگان باشد . خداوند مىفرمايد : نويسنده همانگونه كه خدا به او نوشتن را ياد داده است از نوشتن خوددارى نكند . [ يعنى همانطور كه نوشتن را بلد نبود و خدا نوشتن با قلم را به او آموخت . ]
6 - مستحب است املاء از طرف بدهكار باشد . يعنى بدهكار اقرار كند و نويسنده بنويسد . در قرآن مىفرمايد : بدهكار عادلانه املاء كند .
7 - حرام است اگر بدهكار هنگام املاء كردن بدهى كمتر بگويد يا خيانت كند يا بعضى از خصوصيات آن را تغيير دهد . قرآن مىفرمايد : از اللَّه پروردگار خود پروا داشته باشد و چيزى از بدهى را كم نگويد .
8 - اگر بدهكار خودش به دليل سفاهت يا ضعف يا بى سوادى نتواند بايد ولىّ او املاء بدهى را بر عهده گيرد . خداوند مىفرمايد : اگر بدهكار سفيه يا ضعيف يا ناتوان از ضعف املال كردن باشد ولىّ او املال كند .
سفيه يعنى ناقص عقل . ضعيف يا ضعف در بدن است . مثل كودك يا ضعف در عقل است كه مجنون است . ناتوان هم يا به علت پيرى است يا بيمارى و . . . .
المواعظ العددية — صفحة 75
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٧٥