مساوىاند ، ترجيح بلامرجح هم كه محال است پس خنثى مخير است ميان جهر و اخفات .
* مراد از عبارت ( و قد يقال بالتخيير مطلقا . . . الخ ) چيست ؟
ج : اشاره به قول برخى علماء است به تخيير خنثى بين الجهر و الاخفات مطلقا يعنى : چه اخفات نسبت به زنها رخصت باشد و چه عزيمت ، خنثى مخير است .
* دليل حضرات بر مدّعاى فوق چيست ؟
ج : رواياتى است مبنى بر اينكه در باب جهر و اخفات ، انسان جاهل معذور است ؛ پس اگر مخالفت پيش آمد مؤاخذه نمىشود .
حال :
خنثى هم كه جاهل است پس داخل در آن كبراى كلّى يعنى : الجاهل معذور است .
پس :
اگر خنثى مثلا : نماز صبح را آهسته خواند و در واقع مرد بود يا بلند خواند و در واقع زن بود و جهر براى زن حرام بود ، چون وى به مرد بودن يا زن بودن خود جاهل است ، پس مشمول اين ادلّه شده و لذا معذور مىباشد ، پس مىتوان گفت : وى ميان جهر و اخفات مخيّر است .
* مقدمة بفرماييد ؛ جاهل در تقسيم اوليه بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است 1 - جاهل به جهر مركب يا آدم غافل 2 - جاهل بسيط يا شاك
* جاهل به جهل مركب چه كسى است ؟
ج : كسى است به كلّى غافل است كه در اسلام مسألهاى به نام جهر و اخفات در نماز وجود دارد ، و لذا مدت زمانى را نماز مىخواند و بعد متوجه اين مسئله مىشود .
* مراد از جاهل بسيط يا شاك چه كسى است ؟
ج : كسى است كه از ابتداى امر به مسئله توجه دارد منتهى مردّد است كه آيا وظيفهاش چيست ؟
* حال روايت مذكور كه مىگويد : الجاهل معذور ، مربوط به كدام قسم از جاهل است ؟
ج : مربوط به جاهل مركّب يعنى شخص غافل است .
انسان غافل اگر در خلاف واقع بيفتد معذور مىباشد ولى انسان شاك معذور نمىباشد ، زيرا كه وظيفه دارد بدنبال تحصيل علم و يا ظنّ معتبر به حكم برود البته ، اگر مجتهد است از طريق اجتهاد و اگر مقلد است با رجوع به فتواى مجتهد از خود رفع جهل نمايد .
و در ما نحن فيه خنثى شاك است و لذا اگر جاهل به جهل مركب به حكم اين روايات معذور باشد ، دليلى بر معذور بودن خنثى شاك نمىشود پس روايت مذكور كلام ما را ردّ نمىكند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧١