حكم است نه جهل به موضوع مثل جهل خنثى ) در اينجا چون روايت فرموده بر چنين كسى سه نماز بيشتر واجب نيست و وجوب سه نماز مستلزم اينست كه به نماز چهار ركعتى وصف جهر و اخفات ملغى باشد ، لكن اين مسئله دلالت ندارد بر اينكه جاهل به موضوع در تمام موارد ، حتى اگر جهلش مثل ، جهل خنثى هم بود ، مخير ميان جهر و اخفات باشد . « 1 »
تشريح المسائل * مراد شيخ از عبارت ( و لكن يمكن ان يقال . . . . الخ ) در اينجا چيست ؟
ج : بيان اشكال شيخ است به هر دو جواب خودش در ثانيا و ثالثا
* اشكال پاسخ دوم شيخ به نظر خودش چيست ؟
ج : اينست كه
احتياط به فرض وجوبش تا زمانى لازم است كه مستلزم عسر و حرج نباشد و الّا حسن نخواهد بود درحالىكه در ما نحن فيه احتياط بر خنثى مستلزم عسر و حرج است ؛
اگر بخواهد از تمام مردان و زنان بجز محارمش چشم بپوشد .
پس احتياط واجب نيست ، بلكه عسر و حرج در اينجا به مراتب شديدتر است از عسر و حرج در باب شبهات غير محصور ، مثل : اجتناب از تمام اساس البيت . و درعينحال در آنجا ( شبهه محصوره ) نيز احتياط واجب نمىباشد .
پس در خنثى كه عسر و حرج شديدتر است به طريق اولى احتياط واجب نمىباشد .
* به نظر شيخ چه اشكالى به پاسخ سوم ايشان وارد است ؟
ج : به فرض كه خطاب تفصيلى وجود داشته باشد باز اين خطاب انتزاعى و ضعيف است و حد اكثر قدرتى كه دارد دلالت بر حرمت مخالفت قطعيه است ، لكن بر وجوب موافقت قطعيه دلالتى ندارد
* پس مراد از اصطلاح ( فافهم ) در پايان عبارت مربوط چيست ؟
ج : شايد اشاره به اين است كه ، حرمت مخالفت قطعيه از خود خطاب مجمل نيز فهميده مىشود و نيازى به خطاب تفصيلى ندارد ، از طرفى خطاب تفصيلى براى اثبات وجوب موافقت قطعيه و احتياط مىباشد .
* لباس خنثى چه حكمى دارد ؟
ج : مقدمة مىفرمايد : مردها از نظر لباس مختصاتى دارند كه بر زنها حرام است مثل :
هامش
( 1 ) - القائل بعض العامّة كما فى جامع المقاصد : ج 12 ص 42