* مراد از عبارت ( و اما تخيير القاضى . . . ) چيست ؟
ج : بيان دومين اشكال در مسئله جهل است مبنى بر اينكه ، ظاهرا جهل در روايت مذكور غير از جهلى است كه در خنثى وجود دارد ، يعنى مراد از جهل در روايت ، جهل به حكم است نه جهل به موضوع . مانند جهل خنثى .
يعنى :
اگر كسى بگويد كه : ما موردى را سراغ داريم كه شبهه در موضوع است و معذلك حكم به تخيير ميان جهر و اخفات شده است و آن عبارتست از كسى كه يك نماز از پنج نمازش فوت گرديده ولى معيّنا آن را نمىداند ، درعينحال فقهاء به حكم روايات وظيفهء او را به شرح ذيل مشخص كردهاند :
يك دو ركعتى به عنوان قضاى صبح كه بايد آن را بلند بخواند ، يك نماز سه ركعتى بعنوان قضاى مغرب كه بايد بلند بخواند و يك چهار ركعتى كه مردّد است ميان ظهر ، عصر و عشاء كه در جهر و اخفات آن مخيّر است با اينكه شبهه در موضوع است .
چون معلوم نيست آيا اين چهار ركعت در واقع ظهر و عصر است تا اخفات واجب باشد يا عشاء است تا جهر لازم باشد ، پس در شبهات موضوعيه و جاهل به موضوع هم مخير است .
* پاسخ شيخ به مطلب فوق چيست ؟
ج : مىفرمايد :
در خصوص نماز قضا رواياتى داريم كه اگر جاهل اجمالا مىداند يكى از نمازهاى يوميّه او قضا شده ولى تفصيلا نمىداند كه آيا مىتواند به سه نماز اكتفا كند يا نه ، لازمهء اين حكم اينست كه نسبت به اين شخص نه جهر واجب است و نه اخفات .
بلكه مخيّر است ، چرا كه در يك نماز چهار ركعتى كه امكان ندارد هم جهر باشد و هم اخفات ؛ و لكن اين دليل نمىشود كه در همه جاهل به موضوع مخير باشد و احتياط لازم نباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٢