آن دو نفر و نماز عصر را به يكى ديگرشان اقتدا كند .
حال :
اگر جنابت را مانع واقعى بدانيم ، يعنى : عدم جواز اقتداء را ، از آثار جنابت واقعيه بدانيم در اينجا سه صورت متصوّر است كه در غالب سؤالات مشخص خواهيم كرد .
* مراد از عبارت ( كان الاقتداء بهما فى صلوه . . . للعلم التفصيلى ) مربوط به كدام صورت است ؟
ج : مربوط به صورت اوّل است ، بدين معنا كه ؛
در يك نماز به هر دو اقتدا كرده است ، علم تفصيلى حاصل مىكند كه بطلان نماز ، و منشا اين علم تفصيلى ، يك علم اجمالى است .
و لكن با وجود علم تفصيلى طريقى ، تفاوتى در حرمت مخالفت نمىكند .
* عبارت ( و الاقتداء بهما فى صلاتين . . . ) مربوط به كدام صورت و احتمالات سهگانه است ؟
ج : مربوط به صورت و احتمال دوم است بدين معنا كه :
در دو نماز به آن دو نفر اقتدا كرده ، فى المثل : ظهر را به يكى و عصر را به ديگرى اقتداء كرده است ، در اين صورت ، مخالفت قطعيّه با خطاب تفصيلى نموده .
* خطاب تفصيلى در اين صورت چيست ؟
ج : اينست كه : مىگويد : اقتداء به جنب حرام و مبطل نماز مىباشد .
* عبارت ( و الاقتداء باحدهما فى صلاة واحدة . . ) مربوط به كدام احتمال است ؟
ج : مربوط به سوّمين صورت متصوّر است . بدين معنا كه :
تنها يك نماز را با يكى از آن دو نفر خوانده است ، كه اين صورت از قبيل ارتكاب احد المشتبهين بالنجس مىباشد ، كه شك مىكند در صحت نماز . در اينجا اصالة الاشتغال مىگويد : اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيّه است .
حال :
اگر جنابت را مانع علمى بشماريم اقتداء جايز نيست و چنانچه ندانيم اقتداء جايز است .
* پس مراد از عبارت ( و ان قلنا يكفى فى جواز الاقتداء . . . . لانهما طاهران . . . . ) چيست ؟
ج : اينست كه :
اگر حكم ظاهرى در حق هركسى را ، واقعا در حقّ ديگرى نافذ بدانيم ، در اينجا ، ديگر مانعى از اقتدا وجود ندارد ، چرا كه هريك از دو نفر به حساب خود مىرسند ، يعنى : اصالة عدم الجنابة جارى مىكنند و در ظاهر حكم به طهارت خود مىنمايند و آنگاه ما موظف هستيم ، اين حكم ظاهرى را در حق هريك به منزلهء حكم واقعى بدانيم ، در حق خودمان .
در نتيجه ؛ اقتداء به هر دو در يك نماز جايز است تا چه رسد در دو نماز
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦١