( استدراك )
بله ، اشكالى در اجير كردن آن دو نفر جهت جاروب كردن مسجد نمىباشد ، چه رسد به اجير كردن يكى از آن دو ؛ زيرا صحت استيجار تابع اباحه دخول اين دو است نه به خاطر طهارت و يا حدث واقعى ؛ زيراكه فرض ، مباح بودن ورود آن دو به مسجد است .
و قياس كن به آنچه ما گفتيم ، تمام مسائلى را كه در ارتباط با ( واجدى المنى ) براى تو پيش مىآيد . يعنى احكامى كه تعلّق به جنب دارد به اعتبار اينكه جنابت حدث واقعى است ، از قبيل اقتداء در نماز مىباشد .
و احكامى كه تعلّق به جنب پيدا نموده به اعتبار اينكه جنابت حدث ظاهرى است ، به حسب ظاهر مانع است . مثل : اجير نمودن جهت نظافت مسجد .
تشريح المسائل * مقدمهء بفرماييد در باب شرايط عبادات چه بحثى مطرح است ؟
ج : اين بحث مطرح است كه :
برخى از شرايط صحّت عبادت شرط واقعى مىباشند ، يعنى وجود واقعى فلان امر ( مثل طهارت ) شرطيّت دارد چه مكلف به اين امر عالم باشد يا نباشد .
پس اگر مكلف در واقع اين شرط ( فى المثل : طهارت ) را دارد عمل عباديش درست است و برخى از شرايط صحت هم ، شرط علمى هستند ؛ يعنى اگر علم و توجّه دارى به اباحه مكان ، اين شرط مىشود ولى اگر ناسى و جاهل به اباحهء مكان هستى ، شرط نيست .
* آيا تقسيمبندى فوق در شرايط عبادات ، در موانع نيز جارى است ؟
ج : بله :
برخى از موانع ، مانع واقعى هستند . ( مثل : حدث در قبال طهارت ) يعنى : وجود واقعى شىء مانع است . و برخى از موانع ، مانع علمى هستند . مثل : غصبيّت مكان
* چگونه مىتوان شروط واقعى را از علمى تشخيص داد ؟
ج : بهواسطهء خطاب مولى
* با توجه به مقدمهء فوق مراد شيخ از عبارت ( اقتداء الغير بهما . . . الخ ) چيست ؟
ج : بيان فرع دوّم در مسئلهء مورد بحث است به اين معنا كه : اگر شخص سومى به دو انسان واجد المنى فى الثوب المشترك اقتدا نمايد بدين نحو كه در يك نماز به يكى از آن دو نفر اقتدا ولى وى در اثناء نماز محدث شود و كنار رود و ديگرى بهجاى او نماز را ادامه دهد كه نصف نماز را با اوّلى و نصف ديگر را به امامت دوّمى بجا آورد ، يا اينكه نماز ظهر را به يكى از