يك عنوان ادخال به مسجد داريم كه مربوط به حمل حامل است .
حال اگر بگوييم : تعدد عنوان موجب تعدد معنون نمىشود ، و عنوان دخول و ادخال ، در خارج به يك عمل و يك حركت موجود هستند كه همان حمل و ورود در مسجد است ، بدين معناست كه اين عمل ، هم دخول است و هم ادخال ؛ و لذا چنين موردى داخل مىشود در باب مخالفت عمليّه قطعيّه با علم تفصيلى . چرا
زيراكه يقين داريم كه اين عمل حرام است .
* منشا اين علم تفصيلى چيست ؟
ج : منشا اين علم تفصيلى عبارتست از : علم اجمالى به اينكه ، يا دخول بر او حرام است چون خود او جنب است و يا ادخال رفيق بر او حرام است ، چونكه باز خود او جنب است و قبلا گفته شد كه مخالفت با علم تفصيلى جايز نيست زيرا علم بنفسه طريق الى الواقع است .
* پس مراد از عبارت ( كما فى الذهن . . ) در متن مربوطه چيست ؟
ج : اينست كه : اگر تعدد عنوان موجب تعدّد معنون بشود ، يعنى : همانطورىكه عنوان دخول فى المسجد و ادخال الى المسجد در ذهن دو معناى متفاوت دارند ، در خارج هم دو مابازاء متفاوت دارند ، با يك دقت عقلى ، اين صورت نيز دو قسم مىشود ، از جمله :
1 - يا اينست كه :
هريك از عنوان دخول و يا ادخال به يك عنوان بازمىگردد كه همان قدر مشترك ميان آن دو است و آن قدر مشترك عبارتست از اينكه : ادخال الجنب حرام ، اعم از اينكه ادخال نفس باشد يا ادخال غير ، كه در اين صورت مخالفت قطعيه با خطاب تفصيلى پيش مىآيد ؛ چرا كه تفصيلا مىداند كه خطاب تفصيلى ( لا تدخل الجنب فى المسجد است ) درحالىكه او جنب را داخل در مسجد كرده .
مثل : خوردن دو مايع مشتبه به نجس كه با خطاب تفصيلى ( اجتنب عن النجس ) مخالفت نموده است و مخالفت با خطاب تفصيل هم جايز نيست .
2 - يا اينست كه :
هريك از دو عنوان دخول و ادخال مستقل بوده و قدر جامعى ميان آنها وجود ندارد .
كه در اين صورت ، مخالفت عمليهء قطعيه با خطاب اجمالى پيش مىآيد ، چرا ، چونكه اجمالا مىداند كه يا مخاطب است به خطاب ( لا تدخل المسجد جنبا ) و يا به خطاب ( لا تدخل الجنب فى المسجد )
و احكام مخالفت با خطاب اجمالى داراى چهار صورت بود كه اولى از همه قول دوم بود .
* مراد از عبارت ( و كذا من جهة دخول المحمول و استيجاره الحامل . . . ) چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٧