قلبى است فى المثل : هر انسانى بايد پيامبر را تصديق كند و به آنچه پيامبر آورده ملتزم شود منتهى چنين التزامى قبل از تحقيق و تفحّص اجمالى و بعد از تحقيق و تحصيل علم يا ظنّ تفصيلى مىباشد .
2 - التزامى كه مقدّمه است براى اطاعت و امتثال فعلى و عملى در تعبّديات و خود ذاتا مطلوب نيست يعنى : مكلّف اگر ملتزم نشود ، نمىتواند عمل را انجام دهد چرا كه در احكام تعبديه قصد قربت لازم مىباشد و قصد قربت هم بدون التزام قلبى ممكن نيست .
و لكن در توصّليّات چون غرض انجام ذات الفعل است و آن نيز بدون التزام هم حاصل است پس وجهى براى وجوب التزام در اينگونه عبادات نيست .
3 - التزامى كه واجب نفسى است
يعنى : همچنان كه ، اعتقاد ، در اعتقادات واجب به وجوب نفسى است و مخالفت با آن عقاب دارد همچنين در فروع دين هم ، اصل عمل واجب و التزام به آنهم بهطور على حدّه واجب است . حال انما الكلام در همين قسم از التزام است كه آيا در توصليّات هم همچون تعبّديات واجب نفسى است يا واجب نفسى نيست ؟
* نظر شيخ پيرامون التزام در فروع دين چيست ؟
ج : جناب شيخ منكر وجوب نفسى التزام در احكام فرعيّه است
* مراد از عبارت ( و لو فرض ثبوت الدليل عقلا . . . ) در متن چيست ؟
ج : اشاره است به ادلّهاى كه طرفداران وجوب التزام ارائه كردهاند و عدم سودمندى اين ادلّه
* براى اثبات وجوب التزام به چه دلايلى تمسّك شده است ؟
ج : طرفداران وجوب التزام به احكام خدا به نحو وجوب نفسى دلايل فراوانى از عقل و نقل اقامه نمودهاند كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم .
1 - ثبوت نفس الامرى حكم ، علّت تامّه است براى وجوب التزام ؛ پس در وجوب التزام نيازى به علم تفصيلى نمىباشد .
2 - اجماع و اتفاق ، حاكم به لزوم اذعان و التزام است به آنچه وجود مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده است و چون التزام به خصوص حكم معيّن در فرض علم اجمالى ممكن نيست لاجرم به يكى از دو حكم بايد ملتزم شد
3 - اخبار علاجيّه در خبرين متعارضين كه وجوب التزام را مىتوان از مضمون اين اخبار استفاده نمود بدين صورت كه :
در دو خبر متعارض كه در هيچيك مرجّح وجود ندارد تخيير و التزام به يكى از آن دو واجب است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٩