ج : در مثال هفتم و هشتم ، زيرا اين دو مورد براساس قانون تقاص است .
فى المثل : در مثال هفتم ؛ خريدار به بايع مىگويد : اين پنجاه درهم را بابت خريد عبد به تو پرداختهام ، اگر عبد را مىدهى فهو المطلوب و گرنه اين پنجاه درهم را بابت طلبى كه از تو دارم تقاص مىكنم و هكذا در مثال هشتم .
* پنجمين پاسخ شيخ از مثالهاى موهم خلاف چيست ؟
ج : اينست كه :
براساس فتواى جمعى از فقها يكى از عوامل انفساخ معامله تحالف است ، و بديهى است كه پس از انفساخ هركسى بايد به ملك قبلى خود مراجعه نمايد ؛
يعنى : ثمن به مشترى و مثمن به بايع برمىگردد و لذا ديگر علم تفصيلى به انتقال ثمن از مشترى و مثمن به بايع وجود ندارد تا مورد مخالفت قرار گيرد .
حال ، چه تحالف موجب انفساخ بيع از اصل وقوع شود يا از حين تحالف كه ثمرهء نزاع در نمائات ظاهر مىشود
* پاسخ مذكور در كداميك از مثالهاى هشتگانه جارى است ؟
ج : در مثال هفتم و هشتم
* از عبارت ( كون اخذ نصف الدرهم مصالحة قهريّة ) چيست ؟
ج : اشاره به ششمين پاسخ شيخ است چرا كه چهارمين و پنجمين مثال از باب مصالحهء قهريه است ، چون راه ديگرى براى رفع نزاع وجود ندارد و لذا حاكم ، حكم به تنصيف مىكند تا كه نزاع بخوابد ، از طرفى مصالحه راهى شرعى است و لذا در هيچيك از اين موارد ، مخالفت با علم تفصيلى پيش نمىآيد و هريك داراى معيارى هستند .
( سخن شيخ در مخالفت با حكم معلوم بالاجمال )
* مقدّمة بفرماييد : بهطور كلى مخالفت با علم اجمالى بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است 1 - مخالفت احتماليّه 2 - مخالفت قطعيّه
* در تبيين مخالفت احتماليه مثال بزنيد ؟
ج : مثلا : علم اجمالى داريم به وجوب احد الامرين ، يعنى : يا ظهر يا جمعه
حال :
اگر يكى از آن دو را تر كنيم ، احتمال دارد كه واجب واقعى همان طرفى باشد كه ما ترك گفتهايم .
يا مثل : علم اجمالى به حرمت احد الامرين و ارتكاب يكى از آن دو كه احتمال دارد آن طرفى را كه ما ترك كردهايم همان واقع باشد .