تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ج : در مثال دوم و سوم * چه قرينه و دليلى بر جريان پاسخ اول در مثال دوم وجود دارد ؟ ج : يكى تصريح برخى از فقها به آن است ، ديگرى اينكه ؛ در اخبار حليّت اشياء نيز قرينه و دليلى برآن مىباشد زيرا در خبر آمده است : « كلّ شىء فيه حلال و حرام ، فهو لك حلال ، حتّى تعرف انّه حرام بعينه فتدعه » ملاحظه مىكنيد كه حكم به حرمت مترتّب است بر موضوعى كه به عينيه و تفصيلا مشخص و حرام باشد . پس ، مشتبه به حرام ، حلال است و اجتناب از آن لازم نمىباشد . حال : اگر برخى فقهاء در مثال دوم : به اجازهء عمل به هر دو طرف شبهه را داده‌اند ؛ به خاطر اينست كه : حكم به وجوب اجتناب مترتّب است بر علم تفصيلى به بوليّت يا نجس بودن يا ميته بودن . در نتيجه : با داشتن علم اجمالى ، قطعا حكم به نجاست صادر نخواهد شد و ما يقين پيدا مىكنيم كه : اگر دو مايع مشتبهه داشتيم ، در واقع پاك هستند ، پس مخالفتى با اين دليل وجود ندارد . * مراد از عبارت ( و كذا المانع للصّلاة ، الحدث المعلوم . . . ) چيست ؟ ج : اشاره است به جريان پاسخ اول در مثال سوم ، و حاصل مقصود اينست كه : بطلان نماز متفرّع است بر علم تفصيلى به حدث ، نه وجود حدث غير معيّن يعنى : اگر مأموم علم تفصيلى به محدث بودن خود دارد نمازش باطل است . و يا اگر تفصيلا مىداند كه امام محدث است ، نمازش باطل مىشود . لكن ، اگر مكلّف علم اجمالى داشته باشد ، اثرى نداشته و هر دو در واقع پاك‌اند و اقتدا جايز است . * پاسخ دوم شيخ به مثالهاى موهم خلاف چيست ؟ ج : اينست كه ، از نظر اسلام ، اگر مكلّفى على الظاهر محكوم به حكمى شود ، ديگران بايد آن حكم ظاهرى در حق اين شخص را به منزلهء حكم واقعى در حق خودشان به شمار آورند ؛ و تمام آثار حكم واقعى را بر اين حكم ظاهرى مترتب نمايند . مىدانيم كه او محكوم به طهارت و صحت نماز است و آثار حكم واقعى را برآن مترتب مىدانستيم ؛ حالا هم كه تعبدا و ظاهرا وى محكوم به اين حكم شده ، ما تمام آثار را بر او مترتب كرده