ج : مىفرمايد : اگرچه ظاهر روايت ابان همان است كه در ايراد اوّل و دوّم آمده ، لكن برگشت هر دو ايراد به اين است كه ، ابان در استنباط حكم به عقل خود رجوع كرده بود و از آنجا كه فرمودهء امام عليه السّلام را با آن ملاكى كه از طريق عقل خود تحصيل نموده بود سازگار نديده روايت مزبور را به مجرّد شنيدن در عراق مردود مىدانست يا پس از اينكه از امام شنيد تعجب مىكرد .
به همين خاطر بود كه امام عليه السّلام به وى فرمودند چرا از طريق مقدّماتى وارد مىشوى كه تو را به خلاف واقع بكشاند و در رسيدن به حكم واقعى به مناطى دست يا بى كه تو را به اشتباه اندازد . و لذا ، آنچه در دو ايراد ذكر شد به مدعاى ما برمىگردد و همان معناى مورد ادعاى ما را تثبيت مىكند .
* مراد از عبارت ( فقد يصير منشا لطرح . . . . ) در متن چيست ؟
ج : اين است كه : انس ذهن با مقدّمات و مسائل عقليّه ، عامل طرح امارات و ادلهء نقليّه شده و اين علّت عدم جواز خوض در مسائل عقليه است .
* مراد از اصطلاح ( فمؤول ) چيست ؟
ج : مراد آنجائى است كه دليل دالّ بر خلاف را بهواسطهء اعتبار سندش نمىتوان طرح نمود .
* مراد از اصطلاح ( مطروح ) در متن چيست ؟
ج : مراد آنجائى است كه دليل مذكور سندش فاقد اعتبار است
* مراد از كلمهء ( تعاقل ) در متن چيست ؟
ج : معناى تساوى است
* مراد از كلمهء ( محق ) در متن چيست ؟
ج : پاك شدن و محو شدن است
* معناى كلمهء ( مفضيه ) چيست ؟
ج : كشاننده است
* معناى كلمهء ( مفحم ) چيست ؟
ج : درمانده از جواب است
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٤