است كه شخص منهى به دليل عدم اطمينان به مهارتش در فن كلام جدل مفحم مىشده و اين امر باعث سست جلوه كردن مطالب حق در نظر اهل خلاف مىشده است .
تشريح المسائل * پاسخ شيخ به اشكالى كه در متن پيشين آمد ، چه مىباشد ؟
ج : مىفرمايد :
اولا : اگر ما ملتزم به ظاهر اين روايات شويم مبنى بر اينكه در هر حكمى بايد سماع واسطه باشد به خود شما اخباريها اشكال خواهد شد كه شما هم در مواردى وساطت سماع را لازم نمىدانيد و به حكم عقل بسنده مىكنيد .
مثل ضروريات دين و مذهب ، حكم عقل فطرى ، حكم عقل بديهى و حكم عقل بلامعارض و لذا بايد اين روايات را بر خلاف ظاهرشان حمل نمود .
ثانيا : به فرض كه اين روايات به ظاهرشان باقيمانده باشند و حتما سماع از معصوم لازم باشد . خود اين روايات از مصاديق تعارض حكم عقل قطعى با دليل نقلى است . زيرا عقل قطعى مىگويد : سماع از حجّت لازم نيست ولى نقل مىگويد : سماع از حجّت لازم است و ما قبلا گفتيم كه هركجا از طريق حكم عقل ، قاطع شديم به امرى از امور ديگر از طريق شرعى ، نه قطع به خلاف آن و نه ظن به خلاف حاصل نمىشود و دليل شرعى هم اگر قطع و يا مظنّه نياورد فاقد ارزش است .
بنابراين : هر دليل نقلى كه در قبال قطع حاصل از عقل قرار بگيرد ، اگر فاقد تمام شرايط حجّيت باشد آن را طرح مىكنيم و اگر جامع شرايط حجّيت باشد ، مثل ظواهر قرآن يا ظواهر خبرهاى متواتر الاسناد ، دست به توجيه ظاهر آن زده و بر خلاف ظاهر حملش مىكنيم .
در نتيجه : شما اخباريها از اين روايات طرفى نمىبنديد .
* بهطور كلى چه نظرياتى در رابطهء با حجّيت عقل وجود دارد ؟
1 - اكثر دانشمندان اهل سنت ، قائل به حجيت حكم عقلاند مطلقا ، چه حكم عقل قطعى و چه حكم عقل ظنّى ( مثل : قياس و استحسان ، ) كه اين نظريهاى افراطى است .
2 - اكثر اخباريها ؛ معتقدند كه : حكم عقل و مقدّمات عقليّه فاقد ارزشاند مطلقا ، چه حكم عقل قطعى و يا حكم عقل ظنى ، اين نظريهاى تفريطى است و قبلا بيان كرديد .
3 - اكثر علماى شيعه ، حكم عقل ظنّى همچون ( قياس و استحسان و . . . ) را حجت نمىدانند ، چون قياس حد اكثر ظنآور بوده و اخبار متواتره هم آن را ردّ مىكند . چون گمان ، حجّيت ذاتيّه ندارد ، لكن حكم عقل قطعى در مواردى داراى ارزش و در مواردى هم نه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣١