تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
* آيا اين تقرير و توجيه شيخ از سخنان اخباريها قابل قبول است ؟ ج : خير ، زيرا اگر مدرك و دليل اخباريون اين اخبار باشد بايد گفت اين اخبار اطلاق داشته و ميان عقل فطرى سالم از اوهام و عقل فطرى مطلق و يا عقل بديهى و نظرى تفاوتى قائل نشده ، بلكه مطلق حكم عقل را فاقد ارزش و مردود مىشمارد . * اگر اين اخبار مطلق ، احكام عقلى را مردود دانسته پس چرا محدّث بحرانى و امثالهم ، حكم عقل فطرى خالص را حجّتى از حجّت‌هاى خدا دانسته‌اند ؟ ج : سرّ مطلب اين است كه در مقابل روايات مذكوره دستهء ديگرى از روايات متواتره وجود دارد كه علّت اين استثناء شده‌اند . از جمله : 1 - العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان 2 - انّ للّه على النّاس حجّتين : حجّة ظاهرة و حجّة باطنة امّا الظاهرة فالانبياء و الرسل و الائمّة و امّا الباطنة فالعقول . * اگر اشكال شود كه اين دو دسته روايت متعارض‌اند اخباريها چه پاسخى دارند ؟ ج : تعارض را قبول دارند ، لكن براساس قانون متعارضين يعنى ( الجمع مهما امكن اولى من الطرح ) و از نظر آنها وجه الجمع اين احاديث به حسب ظاهر متعارض ، اينست كه : حكم عقل به طور مطلق حجّت نمىباشد مگر حكم عقل فطرى . * نظر شيخ پيرامون رأى فوق از اخباريين چيست ؟ ج : مىفرمايد : از عبارات سيّد صدر در شرح وافيه چنين استفاده مىشود كه شايد مستند اخباريها در ردّ احكام عقليّه اين روايات باشد . چرا : ؟ زيرا ايشان در مقاله‌اش فرمود كه اگر از راه قول و فعل و تقرير معصوم به حكمى از احكام ( از قبيل : وجوب و يا حرمت ) قطع يا ظن ، حاصل نموديم ، اطاعت از آن حكم واجب است . لكن اگر از طرق ديگر و لو حكم عقل قطعى ، قطع يا ظن به وجوب و يا حرمت چيزى پيدا شد حجّيّت ندارد . * جناب شيخ چه پاسخى به اين رأى سيد صدر و اخباريها مىدهد ؟ ج : پاسخ در متن بعد آمده است .