تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
ضرورت در اينجا كافى ، لكن در آنها كافى نباشد ؟ * آيا در كلام محدث بحرانى دليل نقلى بر دليل عقلى بديهى ، مقدّم داشته شد ؟ ج : خير ، بر خلاف اين ادعاى شيخ ايشان در صدر مقاله فرمود : اگر دليل عقلى قطعى كه در ظهور و بداهت مثل ( الواحد نصف الاثنين ) باشد بلاشك عمل به آن جايز است . * پس مسئله تعارض ميان دليل عقلى و نقلى و تقدم دليلى نقلى در كلام ايشان چيست ؟ ج : مراد ايشان تعارض ميان دليل عقلى و نقلى در غير عقلى بديهى است . * دليل شما بر مطلب فوق چيست ؟ ج : اينست كه : در ادامه بحث فرمود ! ولى در غير دليل عقلى بديهى مسئله به دو صورت است : الف : اينكه دليل عقلى و نقلى با آن تعارض نداشته باشد . ب : اينكه معارض داشته باشد و الخ . در نتيجه : اين انتقاد شيخ به محدّث بحرانى وارد نيست . * دومين انتقاد و اشكال شيخ به محدث بحرانى چيست ؟ ج : اينست كه شما كه گفتيد : اگر قطع حاصل از دليل عقلى با قطع حاصل از دليل نقلى تعارض نمود ما نقل را مقدّم مىداريم . ما در جواب شما مىگوييم : وقتى فرض نموديم كه دو دليل هر دو قطع آوردند چگونه ممكن است يكى را بر ديگرى ترجيح داد و حال آنكه فوق قطع حالت ديگرى وجود ندارد تا مرجّح ، مرجّح را به آن مرتبه برساند و در نتيجه دليل راجح ، بر مرجّحش مقدّم شود . لكن اين از محالات است ، زيراكه اگر از راه عقل قطع به امرى حاصل شد احتمال طرف مخالف صفر مىشود ، يعنى : از طريق شرع نيز احتمال خلاف آن داده نمىشود تا چه رسد به ظنّ بر خلاف . * آيا اين اشكال دوم شيخ بر محدث بحرانى وارد است ؟ ج : درصورتىكه دو دليل شأنى مراد باشد خير ، زيرا در باب تعارض ادلّه داريم كه اگر دو دليل شأنى با هم تعارض نمودند يكى از آن دو مىتواند به‌وسيله مرجّحى به مرحلهء فعليت رسيده و ديگرى در مرتبهء شأنيّت باقى بماند . حال : اگر به‌وسيلهء مرجح يكى از دو دليل به مرحلهء فعليّت رسيد تقدّم آن بر ديگرى چه اشكالى دارد و لذا با توجّه به ادلّهء وجوب ، ترجيح دربارهء تعارض اين رجحان توجيه‌پذير است
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 113 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى