تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
ديگران را از او برتر ندانند . ششم : حسد ، وقتى مىبيند مردم كسى را تمجيد مىكنند و دوست دارند و مورد احترام است براى اينكه به آن شخص ضربه بزند راهى جز عيب جويى و بردن آبروى او ندارد . هفتم : بازى و خوشگذرانى و براى خنداندن ديگران ، عيب ديگرى را بازگو مىكند . هشتم : استهزاء كه اين كار گاهى در حضور و گاهى در غيبت اتفاق مىافتد . كه از تكبر خود و كوچك شمردن ديگرى ناشى مىشود . نهم : اين انگيزه گاهى از خواص و نيكوكاران اتفاق مىافتد و از ناراحتى ديگران غمگين مىشود به او مىگويد : كار فلانى مرا غمگين كرده است . و سبب غم و غصه خود را بيان مىكند كه ناراحتى خودش را صادقانه مىگويد . اما با اين بيان كه ريشهء غم و غصه ديگرى است ناخواسته مرتكب غيبت مىشود . و بيان عيب او مىشود . دهم : غضب براى خدا . گاهى براى كار زشت ديگران خشمگين مىشود . و بدون اينكه قصد نهى از منكر داشته باشد نام و گناه او را آشكار مىكند . اظهار خشم از گناه ديگران فقط با نيت نهى از منكر جايز است . اين سبب فقط از بندگان خاص اتفاق مىافتد كه فكر مىكنند خشم اگر براى خدا باشد به هر صورت جايز است . در حالى كه چنين نيست .

عذرهايى كه با وجود آنها غيبت جايز است

با ده عذر غيبت جايز است ، غيبت يعنى بيان كردن عيب و بدى ديگرى ، و اگر هدف صحيح شرعى وجود داشته باشد كه رسيدن به آن جز با غيبت ممكن نيست . اين هدف شرعى گناه غيبت را دفع مىكند . 1 - دادخواهى ، اگر ظلم و خيانت و رشوه گرفتن به قاضى نسبت دهد ، غيبت و گناه است . اما اگر مظلوم باشد و براى دادخواهى نزد كسى كه اميدوار است حق او را مطالبه كند نسبت ظلم به قاضى بدهد چون بدون آن به حق خود نمىرسد اشكال ندارد . پيامبر صلى الله عليه و آله