تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
هر حدّى را گذرانيدم بيابانهاى وسيعى كه باران فراوان بر آن باريده چون به آن نوشته نگريستم بنابراين از حدّ خود فراتر نرفتم تسليم او شدم ريسمانم را به دستش دادم عشق با داغ شوق بر قلبم داغ نهاده ، آن هم چه داغى ! با نزديك شدن ، شهود ذاتم از من برفت حتى نامم را فراموش كردم

( 78 )

[ اى كه در عشقش مرا سرزنش مىكنى ] اى كه در عشقش مرا سرزنش مىكنى سرزنش تا كى ؟ پس اگر بدانى آنچه از او بىنيازم ساخت هرگز مرا سرزنش نمىكردى براى مردم حجّى « 1 » است
هامش
( 1 ) . حج : به معناى قصد ، آهنگ پىدرپى و در اصطلاح به زيارت خانهء خدا با اعمال مخصوص به آن گفته مىشود . در دين اسلام حج بر سه گونه است كه هريك داراى اعمال مخصوصى است : الف حج تمتّع يا حج اكبر ، براى شخصى است كه بيش از شانزده فرسنگ شرعى با مكه فاصله داشته باشد و در صورت استطاعت براى او در ماه ذى الحجة الحرام واجب مىشود كه اين حج خود به دو بخش تقسيم مىشود : اول عمرهء تمتع كه در يكى از ماه‌هاى شوال ، ذى القعده و ذى الحجة انجام مىشود و شامل پنج عمل است : 1 . احرام مكلف با رفتن به يكى از ميقاتهاى پنج‌گانه : مسجد شجره ، وادى عقيق ، قرن المنازل ، يلملم و جحفه ، محرم مىشود كه در بستن احرام ، پوشيدن لباس مخصوص ، نيت و تلبيه معتبر است و پس از آن ارتكاب سى عمل بر او حرام خواهد شد . 2 . طواف ، كه طواف‌كننده با داشتن پنج شرط : نيت ، طهارت از حدث اكبر و اصغر ، طهارت بدن ، و جامه نجاست ، ستر عودت ، و مختون بودن در مردان ، به گرد خانهء خدا با اعتبار هفت شرط : ابتدا نمودن به حجرالاسود ، ختم نمودن به حجرالاسود واقع شدن خانهء خدا در سمت چپ طواف‌كننده ، داخل نمودن حجر اسماعيل در طواف ، طواف كردن بين خانهء كعبه و مقام ابراهيم ، خروج طواف‌كننده از خود خانه و متعلقات آن و هفت شرط دقيق طى نمودن مىگردد . 3 . نماز طواف ، خواندن دو