سوره نجم
167 .
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
« 1 »
حسين گويد : كسى كه طائف را شناخت ، منزلتش بالا مىرود و قدرتش آشكار مىشود .
بدن برايش فتنه مىشود . به برگزيدهاش محمد ( ص ) فرمود
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
صفات را از او گرفت . او را در شواهد نورش انداخت . پس به آدم و غير آن به خاطر فنايش در او توجه نكرد . آنكه ازليّت را با منفعتش و آخرت را به توحيدش برگرداند . هر حدثى از صفاتش مرتفع شد و او را ديگرگون كرد .
168 .
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى
« 2 »
حسين گويد : اختيار طلب ربوبيت است و آرزوى خروج از عبوديت و علت كيفر بندگان از ناحيه خداوند پيروزى خواهشهايشان بر آنهاست .
169 .
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
« 3 »
از حسين سؤال شد توحيد چيست ؟ گفت كه او معتقد است كه علت العلل همه موجودات است . به فرموده خداوند ؛ او اوّل است ، آن هنگامى كه معلولات نبودند . آغاز از اوست و پايان به اوست . خداوند فرمود ؛ پايان راه به اوست . همه معلولات از بين رفتند و علت العلل باقى ماند .
سوره الرحمن
170 .
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ
« 4 »
حسين گويد : خداى رحمان قرآن را تعليم داد ، ارواح قرآن را بهطور شفاهى و با كلام تعليم داد . جانهايش را گرفت و تلقين وسائط او را تعليم داد .
هامش
( 1 ) . نجم ، آيه 3 ؛ و سخن از روى هوى نمىگويد .
( 2 ) . همان ، آيه 24 ؛ آيا هرچه آدمى آرزو كند برايش حاصل است .
( 3 ) . همان ، آيه 42 ؛ و پايان راه همه ، پروردگار توست .
( 4 ) . رحمن ، آيه 201 ؛ خداى رحمان قرآن را تعليم داد .