تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧

سوره واقعه

171 .
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 1 » حسين گويد : جسم را به جسم ، مخلوق را به مخلوق بازگردانيد . و چون كارها و ذكرهايشان مخلوق بود يعنى معلول بود . برايشان پاداش قرار داد :
« فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ »
« 2 »
« وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ »
« 3 »
« وَ حُورٌ عِينٌ »
« 4 » كه نظير و مانندى ندارند پس چون فضل و احسان خداوند به بندگانش آشكار شد ، پاداش و ثواب براى ايشان قرار دارد . پس فرمود :
« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ »
« 5 »

[ سوره ] حديد

172 .
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
« 6 » حسين گويد : خدا آنان را با نام خود « اوّل » به سوى غيب هدايت مىكند كه آنان را فرا مىگيرد . و با نام خود « آخر » جلال ابدى و باقى را به آنان مىفهماند و با نام خود « ظاهر » نور زيبايى و مسلّم را به آنان مىنماياند و با نام خود « باطن » حقيقت و گواهى را به آنان الهام مىكند . 173 . همچنين گويد : او اوّل است بدون سابق و آخر است بدون آيندگان . ظاهر و باطن به صفات حلول و افتراق نيست ، چگونه مخلوقاتش او را درك كنند . او از هر جهت در ازل و آزال و ابد و آباد محيط است . پايان و منتها به سوى اوست . داراى علم ازلى ، قدرت ازلى ، شأن ازلى ، مشيئت ازلى ، نور ازلى و رحمت ازلى است . آفرينندهء هر علم و معلوم و شاهد و مشهود است .
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيه 24 ؛ همه به پاداش كارهايى كه كرده‌اند . ( 2 ) . همان ، آيه 20 ؛ ميوه‌هايى كه خود برمىگزينند . ( 3 ) . همان ، آيه 21 ؛ و گوشت پرنده هرچه بخواهند . ( 4 ) . همان ، آيه 22 ؛ و حوران درشت چشم . ( 5 ) . رحمن ، آيه 60 ؛ آيا پاداش نيكى جز نيكى است . ( 6 ) . حديد ، آيه 3 ؛ اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى داناست .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 187 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى