دريافت كرده است . همهء آن ، نيرويى باشد از جانب حق به خلق . او به حق نمىرسد مگر آنكه با آنچه از اوست .
50 .
. . . أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 1 »
حلاج گويد : پروردگار هنگام آفرينش و براى گرفتن پيمان با ذرّيه بنى آدم ، چه آنها كه ايمان آوردند و چه آنها كه از پيروى سر باز زدند ، سخن گفت و از ايشان پيمان گرفت . با ايشان سخن گفت بىايشان . بلكه از ايشان پيمان گرفت سپس ايشان به حقيقت گواهى دادند . و او از طرف ايشان پاسخ گفت ( سخن گفت ) .
51 . حسين گويد : هيچيك از فرشتگان و مقربين نمىدانند چرا خدا ، خلق را پديد آورد يا چگونه خلقت آغاز شد و چگونه پايان خواهد پذيرفت ، زيرا زبانها هنوز سخن نگفته بودند ، ديدگان نديده بودند و گوشها نشنيده بودند . آدم هنوز از عالم حقايق غايب بود ، معطّل و بلاتكليف در پيشگاه او ، چگونه مىتوانست به سؤال او كه فرمود : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ اين خداست كه هم سخن مىگويد و هم پاسخ مىدهد : آرى .
52 .
قالُوا بَلى
« 2 »
او به نام شما ، بىشما ، سخن گفت و اين ديگرى غير از شماست كه به جاى شما پاسخ گفت ، شما ، ساكت بوديد ، كسى كه هرگز پايان نمىيابد [ خدا ] ، هميشه خواهد ماند همچنانكه هميشه بوده است .
53 .
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ
« 3 »
حسين بن منصور دربارهء اين آيه گويد : ذكرت را آشكار نكن و در دلت او را ياد كن . خدا را بسيار ياد كن و آن را جز از براى پروردگار برملا ( نمايان ) مكن و هرچه ذكر در نهان انجام پذيرد بهتر از آن است كه آشكارا گفته شود .
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 172 ؛ آيا من پروردگار شما نيستم .
( 2 ) . همان ؛ گفتند : آرى .
( 3 ) . همان ، آيه 205 ؛ و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زارى و ترس و بدون بانگ برداشتن ، ياد كن و از غافلان مباش .