تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
خواهد كه اين مراتب را كما ينبغي فهم كند ، بايد كه رجوع به آن كتاب وملاحظهء آن باب مستطاب نمايد . واوّل خانقاهى كه براي صوفيان ترتيب داده‌اند آن است كه به رملهء شام بنا نهاده‌اند ، وسبب آن بود كه روزى أمير ترسا به شكار رفت ، در راه دو تن را ديد از اين طايفه كه به هم رسيدند ودست در آغوش يكديگر كرده ، به زبان حال مترنّم به اين مقال شدند :
بيا تا به ساقى كنيم اتّفاق * درونها مصفّا كنيم از نفاق
چو مستان به هم مهربانى كنيم * دمى بىريا زندگانى كنيم
پس در همانجا بنشستند وآنچه از خوردنى داشتند بنهادند وبخوردند ، آنگاه برفتند . أمير را آن معامله والفت ايشان با يكديگر خوش آمد ، يكى را بخواند وپرسيد كه أو كه بود ؟ گفت : ندانم . گفت : تو را چه بود ؟ گفت : هيچ . گفت : از كجا بود ؟ گفت : ندانم . أمير گفت : پس اين چه الفت بود كه شما را با يكديگر بود ؟ درويش گفت : ما را اين طريقت است . أمير گفت : شما را جايى هست كه آنجا فرآهم آييد ؟ گفت : نه ، گفت : من براي شما جايى بسازم تا آنجا فرآهم آييد . پس آن خانقاه بساخت ، وايشان در آنجا فرآهم آمدند .
ميراث حوزه اصفهان ( رسائل إجالة الفكر للهندي وأجل محتوم ، تجسم الأعمال ، سهو النبي ووحدت وجود للخواجوئي ) — صفحة 149 | مجموعة مؤلفين