تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1219

مساهمون:

ص١٢١٩
263 - روايت شده كه دو مرد را نزد امام عليه السلام آوردند كه از مال خدا ( بيت المال ) دزدى كرده بودند : يكى از آنها بنده و غلام و مال بيت المال بود ، و ديگرى غلام يكى از مردم ، پس آن حضرت ( در بارهء اينكه چه كسى را كه از بيت المال دزدى كند بايد دست بريد ) فرمود : 1 - امّا بر اين غلام كه از آن بيت المال است حدّى نيست ( دستش را نبايد بريد ، زيرا ) برخى از بيت المال برخى ديگر را خورده ( و اگر دستش بريده شود زيان افزون گردد ، چنان كه محقّق حلّى « رحمه اللّه » در كتاب شرائع الإسلام فرموده ) و امّا بر ديگرى حدّ جارى است ، پس دست او را بريد ( ابن ميثم « عليه الرّحمة » در اينجا مى نويسد : به اين جهت دست او را بريده كه از بيت المال كه در بسته بوده دزدى كرده و دزدى او بحدّ نصاب يعنى به مقدار چهار يك درهم طلا بوده كه دست بريدن واجب گشته و او را از بيت المال نصيب و بهره‌اى هم نبوده ، و اگر بهره‌اى داشت و دزديش بيش از بهره‌اش باشد و افزونى آن به مقدار نصاب رسد دست او بريده مىشود ، و اگر دزديش بيش از بهره‌اش نباشد دست او بريده نمى شود ) .
264 - امام عليه السلام ( در بارهء گرفتاريهاى خود ) فرموده است : 1 - اگر پاهاى من در اين لغزشگاهها استوار ماند ( خلافتم پابرجا گشته و از جنگهاى داخلى آسوده شوم ) چيزهائى را تغيير مى دهم ( بدعتهاى مخالفين را از بين برده احكام را طبق دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اجراء مى نمايم .