تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
مى نمايانى ، و خداوند در قرآن كريم س 33 ى 18 در بارهء مانندان تو فرموده : قَدْ يَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلّا قَلِيلًا يعنى ) خدا به حال آن مردم ( منافق و دو روى ) شما كه ( مسلمانها را از جنگ ) باز مى دارند ، و به برادران ( پيروان ) خود مى گويند بجانب ما بياييد آگاه است ، و آنان جز زمانى اندك ( آن هم بنفاق و خودنمايى ) بجنگ حاضر نمى شوند . 12 و ( اين گفتار من دليل بر آن ) نيست كه عذر خواسته باشم از اينكه بعثمان بر اثر بدعتهائى كه از او آشكار مى شد عيب جوئى مى نمودم ، و اگر ارشاد و راهنمائى من نسبت به او ( مى پندارى كه ) گناه بود ، پس ربّ ملوم لا ذنب له يعنى بسا سرزنش شده است كه گناهى ندارد ،
و قد يستفيد الظّنّة المتضّح
( كه مصراع اوّل آن اينست :
و كم سقت فى اثاركم من نصيحة )
يعنى ( چه بسيار نصيحت و اندرز كه بشما گوشزد نمودم ) و گاه باشد كه كسى كه بسيار پند دهد ( به ازاء پند و اندرز ) تهمت و بدگمانى بدست آرد ( و اين مصراع مثلى است براى كسى كه كوشش در اندرز دادن مى نمايد بحديّكه متّهم مىشود باينكه شايد منظور بد دارد ) و ( در قرآن كريم س 11 ى 88 در بارهء گفتار حضرت شعيب بقوم خود مى فرمايد : قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً يعنى ) نمى خواهم مگر اصلاح آنچه توانائى دارم ، و نيست موفّق شدنم ( در اصلاح امور ) مگر بكمك و يارى خدا ، به او توكّل و اعتماد مى نمايم و باز گشتم بسوى او است .